sweetheart

[ایالات متحده]/'swiːthɑːt/
[بریتانیا]/'swit'hɑrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عاشق، محبوب
Word Forms

جملات نمونه

They were sweethearts for ten years before they married.

آنها ده سال نامزد بودند قبل از اینکه ازدواج کنند.

don't worry, sweetheart, I've got it all worked out.

نگران نباش، عزیزم، من همه چیز را مرتب کردم.

She called him sweetheart as they danced together.

وقتی با هم می‌رقصیدند، او او را عزیزم صدا می‌کرد.

He surprised his sweetheart with a bouquet of flowers.

او با یک دسته گل، عزیزش را غافلگیر کرد.

They have been sweethearts since high school.

آنها از دبیرستان نامزد بوده‌اند.

She is my sweetheart and my best friend.

او عزیزم و بهترین دوست من است.

He always writes his sweetheart love letters.

او همیشه برای عزیزش نامه های عاشقانه می نویسد.

They are the sweethearts of the town.

آنها محبوب ترین افراد شهر هستند.

She baked her sweetheart a batch of cookies.

او برای عزیزش یک دسته بیسکویت پخت.

He whispered sweet nothings into his sweetheart's ear.

او حرف های عاشقانه ای در گوش عزیزش زمزمه کرد.

Their love story is like a fairytale, they are each other's sweethearts.

داستان عشق آنها مانند یک داستان جادویی است، آنها عزیزم یکدیگرند.

She always keeps a photo of her sweetheart in her wallet.

او همیشه یک عکس از عزیزش در کیف پولش نگه می دارد.

نمونه‌های واقعی

They were accompanied by their wives and sweethearts.

آنها با همسران و عشق‌هایشان همراه بودند.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

Well, until today, you were his high school sweetheart.

خب، تا امروز، شما عشق دوران دبیرستان او بودید.

منبع: The Best Mom

No, of course she didn't, sweetheart.

نه، البته که اینطور نبود، عزیزم.

منبع: S03

It was inspired by his childhood sweetheart who refused his hand in marriage.

این الهام گرفته از عشق دوران کودکی او بود که از ازدواج با او امتناع کرد.

منبع: American Horror Story: Season 2

Well, she just went through a very nasty divorce from her high school sweetheart.

خب، او به تازگی از یک طلاق بسیار زننده از عشق دوران دبیرستانش جدا شده است.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

I cannot, Diggory, marry you, or think of letting you call me your sweetheart.

من نمی‌توانم، دیگوری، با شما ازدواج کنم یا اجازه دهم شما مرا عشق خودتان خطاب کنید.

منبع: Returning Home

Yeah, good night, sweetheart. I love you.

بله، شب بخیر عزیزم. من عاشقتم.

منبع: Friends Season 9

For example, your name or your sweetheart's name.

به عنوان مثال، اسم شما یا اسم عشق شما.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2015 Collection

Oh, sweetheart. She sleep through the night?

اوه، عزیزم. آیا او شب را کامل می‌خوابد؟

منبع: American Horror Story: Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید