terminated

[ایالات متحده]/ˈtɜːmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈtɜrmɪneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پایان رساندن; باعث پایان یافتن شدن; اخراج کردن از کار; (در مورد اتوبوس یا قطار) به ایستگاه نهایی رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

contract terminated

قرارداد خاتمه یافت

service terminated

خدمات خاتمه یافت

employment terminated

اشتغال خاتمه یافت

access terminated

دسترسی خاتمه یافت

session terminated

نشست خاتمه یافت

connection terminated

اتصال خاتمه یافت

agreement terminated

توافقنامه خاتمه یافت

subscription terminated

اشتراک خاتمه یافت

program terminated

برنامه خاتمه یافت

operation terminated

عملیات خاتمه یافت

جملات نمونه

the contract was terminated due to a breach of terms.

قرارداد به دلیل نقض شرایط فسخ شد.

her employment was terminated after several warnings.

پس از چندین اخطار، استخدام او لغو شد.

the project was terminated before completion.

پروژه قبل از تکمیل لغو شد.

his access to the system was terminated for security reasons.

دسترسی او به سیستم به دلایل امنیتی لغو شد.

the service will be terminated unless payment is received.

اگر پرداخت دریافت نشود، سرویس لغو خواهد شد.

the agreement can be terminated by either party.

توافقنامه می تواند توسط هر یک از طرفین لغو شود.

they decided to terminate the partnership amicably.

آنها تصمیم گرفتند شراکت را به طور دوستانه لغو کنند.

the software license was terminated after the company was sold.

پس از فروش شرکت، مجوز نرم افزار لغو شد.

the program was terminated due to a fatal error.

به دلیل یک خطای کشنده، برنامه لغو شد.

her membership was terminated for not following the rules.

به دلیل عدم رعایت قوانین، عضویت او لغو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید