toy cars
ماشینهای اسباببازی
toy store
فروشگاه اسباببازی
child's toys
اسباببازیهای کودک
playing with toys
بازی با اسباببازی
new toys
اسباببازیهای جدید
old toys
اسباببازیهای قدیمی
toy robot
ربات اسباببازی
toy train
قطار اسباب بازی
bought toys
اسباببازیهای خریداری شده
toy box
جعبه اسباببازی
my nephew loves playing with his new toys.
نوه پسری من عاشق بازی کردن با اسباببازیهای جدیدش است.
the toy store had a wide selection of toys.
فروشگاه اسباببازیها انتخاب گستردهای از اسباببازیها داشت.
she collected antique toys for many years.
او سالها اسباببازیهای عتیقه جمعآوری کرد.
he built a magnificent castle out of toys.
او یک قلعه باشکوه از اسباببازیها ساخت.
the children were excited about their new toys.
کودکان از اسباببازیهای جدیدشان هیجانزده بودند.
we bought some educational toys for the kids.
ما تعدادی اسباببازی آموزشی برای بچهها خریدیم.
he carefully arranged his collection of toy cars.
او با دقت مجموعه ماشینهای اسباببازی خود را مرتب کرد.
the old toys were stored in the attic.
اسباببازیهای قدیمی در زیرزمین نگهداری میشدند.
she made her own toys from recycled materials.
او اسباببازیهای خود را از مواد بازیافتی درست کرد.
the toy robot was a popular christmas gift.
ربات اسباببازی یک هدیه کریسمس محبوب بود.
they spent hours playing with their favorite toys.
آنها ساعتها با اسباببازیهای مورد علاقه خود بازی کردند.
toy cars
ماشینهای اسباببازی
toy store
فروشگاه اسباببازی
child's toys
اسباببازیهای کودک
playing with toys
بازی با اسباببازی
new toys
اسباببازیهای جدید
old toys
اسباببازیهای قدیمی
toy robot
ربات اسباببازی
toy train
قطار اسباب بازی
bought toys
اسباببازیهای خریداری شده
toy box
جعبه اسباببازی
my nephew loves playing with his new toys.
نوه پسری من عاشق بازی کردن با اسباببازیهای جدیدش است.
the toy store had a wide selection of toys.
فروشگاه اسباببازیها انتخاب گستردهای از اسباببازیها داشت.
she collected antique toys for many years.
او سالها اسباببازیهای عتیقه جمعآوری کرد.
he built a magnificent castle out of toys.
او یک قلعه باشکوه از اسباببازیها ساخت.
the children were excited about their new toys.
کودکان از اسباببازیهای جدیدشان هیجانزده بودند.
we bought some educational toys for the kids.
ما تعدادی اسباببازی آموزشی برای بچهها خریدیم.
he carefully arranged his collection of toy cars.
او با دقت مجموعه ماشینهای اسباببازی خود را مرتب کرد.
the old toys were stored in the attic.
اسباببازیهای قدیمی در زیرزمین نگهداری میشدند.
she made her own toys from recycled materials.
او اسباببازیهای خود را از مواد بازیافتی درست کرد.
the toy robot was a popular christmas gift.
ربات اسباببازی یک هدیه کریسمس محبوب بود.
they spent hours playing with their favorite toys.
آنها ساعتها با اسباببازیهای مورد علاقه خود بازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید