unbottling

[ایالات متحده]/[ʌnˈbɒtəlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʌnˈbɒtəlɪŋ]/

ترجمه

n. عمل خارج کردن چیزی از یک بطری؛ فرایند آزاد کردن چیزی که در یک بطری قفل شده بود.
v. خارج کردن چیزی از یک بطری؛ آزاد کردن چیزی که در یک بطری قفل شده بود.

عبارات و ترکیب‌ها

unbottling potential

آزاد کردن پتانسیل

unbottling process

فرایند آزاد کردن

unbottling energy

آزاد کردن انرژی

unbottling emotions

آزاد کردن احساسات

unbottling creativity

آزاد کردن خلاقیت

unbottling anger

آزاد کردن غضب

unbottling frustration

آزاد کردن ناراحتی

unbottling thoughts

آزاد کردن افکار

unbottling experience

آزاد کردن تجربه

جملات نمونه

the fizzy drink was incredibly refreshing after unbottling it.

پس از باز کردن نوشیدنی کarbonاتی، بسیار تازه کننده بود.

he enjoyed the satisfying sound of unbottling a cold soda on a hot day.

او لذت برد از صدای راضی کننده باز کردن نوشیدنی سرد در یک روز گرم.

carefully unbottling the vintage wine, she anticipated its complex aroma.

او با دقت نوشیدنی قدیمی را باز کرد و عطر پیچیده آن را انتظار می‌برد.

the process of unbottling the essential oils released their therapeutic scent.

فرآیند باز کردن روغن‌های اسانسی، عطر درمانی آن‌ها را آزاد کرد.

unbottling the homemade lemonade, they shared it with their neighbors.

آن‌ها نوشیدنی لیموی خانگی را باز کردند و آن را با همسایه‌هایشان به اشتراک گذاشتند.

she paused before unbottling the expensive perfume, savoring the moment.

قبل از باز کردن این عطر گران‌قیمت، او لحظه را لذت برد.

the children eagerly watched their father unbottling a bottle of sparkling cider.

کودکان با شوقی فوری، پدرشان را در حال باز کردن یک بطری سودا شیمیایی مشاهده می‌کردند.

unbottling the craft beer, he admired its creamy head and amber color.

او نوشیدنی سازه‌ای را باز کرد و سر کمک‌کننده و رنگ زرد روی آن را تحسین کرد.

after a long hike, unbottling a cool beverage was a welcome relief.

پس از یک پیاده‌روی طولانی، باز کردن یک نوشیدنی سرد یک راه‌حل خوش‌این بود.

the restaurant staff expertly unbottling the champagne for the celebration.

کارکنان رستوران به خوبی نوشیدنی شامپاگن را برای جشن باز کردند.

unbottling the olive oil, she drizzled it over the salad.

او روغن زیتون را باز کرد و آن را روی سالاد ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید