unfettered

[ایالات متحده]/ʌnˈfetəd/
[بریتانیا]/ʌnˈfetərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون قید و شرط، محدود نشده، آزاد
Word Forms
قسمت سوم فعلunfettered

جملات نمونه

his imagination is unfettered by the laws of logic.

خلاقیت او تحت تأثیر قوانین منطق قرار ندارد.

I want to fly, I want to be an unfettered bird.

من می‌خواهم پرواز کنم، می‌خواهم یک پرنده آزاد باشم.

to live an unfettered life

برای داشتن یک زندگی آزاد.

unfettered access to information

دسترسی آزاد به اطلاعات.

to enjoy unfettered freedom

برای لذت بردن از آزادی.

to have unfettered control

برای داشتن کنترل کامل.

unfettered passion for music

اشتیاق آزادانه به موسیقی.

unfettered exploration of nature

اکتشاف آزادانه طبیعت.

to experience unfettered joy

برای تجربه شادی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید