| قسمت سوم فعل | unfettered |
his imagination is unfettered by the laws of logic.
خلاقیت او تحت تأثیر قوانین منطق قرار ندارد.
I want to fly, I want to be an unfettered bird.
من میخواهم پرواز کنم، میخواهم یک پرنده آزاد باشم.
to live an unfettered life
برای داشتن یک زندگی آزاد.
unfettered access to information
دسترسی آزاد به اطلاعات.
to enjoy unfettered freedom
برای لذت بردن از آزادی.
to have unfettered control
برای داشتن کنترل کامل.
unfettered passion for music
اشتیاق آزادانه به موسیقی.
unfettered exploration of nature
اکتشاف آزادانه طبیعت.
to experience unfettered joy
برای تجربه شادی.
his imagination is unfettered by the laws of logic.
خلاقیت او تحت تأثیر قوانین منطق قرار ندارد.
I want to fly, I want to be an unfettered bird.
من میخواهم پرواز کنم، میخواهم یک پرنده آزاد باشم.
to live an unfettered life
برای داشتن یک زندگی آزاد.
unfettered access to information
دسترسی آزاد به اطلاعات.
to enjoy unfettered freedom
برای لذت بردن از آزادی.
to have unfettered control
برای داشتن کنترل کامل.
unfettered passion for music
اشتیاق آزادانه به موسیقی.
unfettered exploration of nature
اکتشاف آزادانه طبیعت.
to experience unfettered joy
برای تجربه شادی.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید