unhip

[ایالات متحده]/ʌnˈhɪp/
[بریتانیا]/ʌnˈhɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مد روز یا غیر مدرن

عبارات و ترکیب‌ها

so unhip

بسیار غیرمد

totally unhip

کاملاً غیرمد

unhip style

سبک غیرمد

feel unhip

احساس غیرمد بودن

unhip crowd

گروه غیرمد

look unhip

ظاهر غیرمد

unhip trends

ترندهای غیرمد

unhip music

موسیقی غیرمد

unhip fashion

مد غیرمد

unhip jokes

جک‌های غیرمد

جملات نمونه

he thinks wearing socks with sandals is unhip.

او فکر می‌کند پوشیدن جوراب با صندل‌ها غیرمد است.

her choice of music is considered unhip by her friends.

انتخاب موسیقی او توسط دوستانش غیرمد تلقی می‌شود.

using a flip phone is seen as unhip in today's world.

استفاده از تلفن همراه تا بازو به عنوان غیرمد در دنیای امروز دیده می‌شود.

he felt unhip for not knowing the latest trends.

او به دلیل اطلاع نداشتن از آخرین روندها احساس غیرمد بودن کرد.

wearing outdated fashion makes her feel unhip.

پوشیدن لباس‌های قدیمی باعث می‌شود او احساس غیرمد بودن کند.

he avoided that restaurant because it was too unhip.

او از آن رستوران اجتناب کرد زیرا خیلی غیرمد بود.

she thinks his jokes are unhip and outdated.

او فکر می‌کند شوخی‌های او غیرمد و قدیمی هستند.

his unhip attitude makes it hard to fit in.

حرف و عمل غیرمد او باعث می‌شود هماهنگ شدن با دیگران سخت باشد.

they called her unhip for not following social media trends.

آنها به دلیل عدم پیروی از روندها در رسانه‌های اجتماعی او را غیرمد خطاب کردند.

being unhip doesn't bother him; he likes being unique.

غیرمد بودن او را آزار نمی‌دهد؛ او دوست دارد خاص باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید