unmix

[ایالات متحده]/ʌnˈmɪks/
[بریتانیا]/ʌnˈmɪks/

ترجمه

v. جدا کردن یا باز کردن ترکیب مواد

عبارات و ترکیب‌ها

unmix colors

جداسازی رنگ‌ها

unmix sounds

جداسازی صداها

unmix ingredients

جداسازی مواد تشکیل دهنده

unmix data

جداسازی داده‌ها

unmix signals

جداسازی سیگنال‌ها

unmix elements

جداسازی عناصر

unmix mixtures

جداسازی مخلوط‌ها

unmix layers

جداسازی لایه‌ها

unmix voices

جداسازی صداها

unmix textures

جداسازی بافت‌ها

جملات نمونه

it's important to unmix the colors before painting.

قبل از نقاشی، مهم است که رنگ‌ها را ترکیب نکنید.

can you unmix the ingredients for the recipe?

آیا می توانید مواد لازم برای دستور العمل را جدا کنید؟

we need to unmix the data to analyze it properly.

ما باید داده ها را جدا کنیم تا بتوانیم به درستی آنها را تجزیه و تحلیل کنیم.

he tried to unmix his thoughts before making a decision.

او سعی کرد قبل از تصمیم گیری افکار خود را جدا کند.

unmix the different types of soil for better gardening.

برای باغبانی بهتر، انواع مختلف خاک را جدا کنید.

it's hard to unmix emotions when you're overwhelmed.

وقتی غرق می شوید، جدا کردن احساسات سخت است.

she needed to unmix her feelings about the situation.

او نیاز داشت احساسات خود را در مورد این وضعیت جدا کند.

unmixing the flavors will enhance the dish.

جدا کردن طعم ها باعث بهبود غذا می شود.

to solve the puzzle, you must unmix the pieces.

برای حل معما، باید قطعات را جدا کنید.

unmix the sounds to hear the melody clearly.

برای شنیدن آهنگ به وضوح، صداها را جدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید