unopposed

[ایالات متحده]/ʌnə'pəʊzd/
[بریتانیا]/ˌʌnə'pozd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون مخالفت، بدون رقیب

جملات نمونه

The candidate was unopposed in the campaign.

نامزد در جریان انتخابات بدون رقیب بود.

she was elected unopposed as leader.

او بدون رقیب به عنوان رهبر انتخاب شد.

The candidate won the election unopposed.

نامزد انتخابات را بدون رقیب برد.

The team advanced to the finals unopposed.

تیم بدون رقیب به مرحله نهایی راه یافت.

The proposal was passed unopposed.

پیشنهاد بدون هیچ مخالفتی تصویب شد.

She became the leader unopposed.

او بدون رقیب به سمت رهبری رسید.

The bill was approved unopposed.

طرح بدون هیچ مخالفتی تایید شد.

The motion was carried unopposed.

پیشنهاد بدون هیچ مخالفتی به تصویب رسید.

The decision was made unopposed.

تصمیم بدون هیچ مخالفتی اتخاذ شد.

The resolution was adopted unopposed.

تصمیم گیری بدون هیچ مخالفتی به تصویب رسید.

The team finished the race unopposed.

تیم مسابقه را بدون رقیب به پایان رساند.

The company secured the contract unopposed.

شرکت قرارداد را بدون رقیب به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید