unquestioned authority
قدرت غیرقابل سوال
unquestioned truth
حقیقت غیرقابل سوال
a man of unquestioned verity
مردی با درستی غیرقابلتکذیری
an intellect of unquestioned quality.
یک هوش با کیفیتی که هیچ کس به آن شک ندارد.
Alexander is a man of unquestioned moral rectitude.
الکساندر مردی با درستکاری اخلاقی غیرقابلتکذیری است.
A judge must be a person of unquestioned probity.
یک قاضی باید فردی با درستکاری غیرقابلتکذیری باشد.
The concerto was performed by a violinist of unquestioned competence but limited imagination.
این کنسرتو توسط ویولنیستی با صلاحیت غیرقابلبحث اما با تصور خلاقیت محدود اجرا شد.
In disenchanting the unquestioned and unreflected essentialistic literary beliefs, Tony Bennett has questioned the legitimacy of Marxist aesthetics.
در بیاعتبار کردن باورهای ادبی ضروریگرایانه و غیربازتابنده که بدون سوال پذیرفته شدهاند، تونی بنِت مشروعیت زیباییشناسی مارکسیستی را زیر سوال برده است.
unquestioned authority
قدرت غیرقابل سوال
unquestioned truth
حقیقت غیرقابل سوال
a man of unquestioned verity
مردی با درستی غیرقابلتکذیری
an intellect of unquestioned quality.
یک هوش با کیفیتی که هیچ کس به آن شک ندارد.
Alexander is a man of unquestioned moral rectitude.
الکساندر مردی با درستکاری اخلاقی غیرقابلتکذیری است.
A judge must be a person of unquestioned probity.
یک قاضی باید فردی با درستکاری غیرقابلتکذیری باشد.
The concerto was performed by a violinist of unquestioned competence but limited imagination.
این کنسرتو توسط ویولنیستی با صلاحیت غیرقابلبحث اما با تصور خلاقیت محدود اجرا شد.
In disenchanting the unquestioned and unreflected essentialistic literary beliefs, Tony Bennett has questioned the legitimacy of Marxist aesthetics.
در بیاعتبار کردن باورهای ادبی ضروریگرایانه و غیربازتابنده که بدون سوال پذیرفته شدهاند، تونی بنِت مشروعیت زیباییشناسی مارکسیستی را زیر سوال برده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید