untethered

[ایالات متحده]/ʌnˈtɛðəd/
[بریتانیا]/ʌnˈtɛðərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر متصل یا ایمن نشده
v. آزاد کردن از یک بند

عبارات و ترکیب‌ها

untethered freedom

آزادی رها

untethered thoughts

افکار رها

untethered creativity

خلاقیت رها

untethered spirit

روح رها

untethered exploration

اکتشاف رها

untethered journey

سفر رها

untethered existence

وجود رها

untethered emotions

احساسات رها

untethered potential

ظرفیت رها

untethered connection

ارتباط رها

جملات نمونه

the children felt untethered as they explored the vast playground.

در حالی که زمین بازی وسیع را کاوش می‌کردند، کودکان احساس رهاشدگی می‌کردند.

after the breakup, she felt untethered and lost.

پس از جدایی، او احساس رهاشدگی و گمشدگی کرد.

his thoughts were untethered, drifting from one idea to another.

افکار او رها بودند و از یک ایده به ایده دیگر سر می‌خوردند.

the artist's creativity was untethered, leading to unique expressions.

خلاقیت هنرمند رها بود و منجر به بیاناتی منحصر به فرد شد.

in a digital world, our identities can feel untethered.

در دنیای دیجیتال، هویت ما می‌تواند احساس رهاشدگی کند.

he enjoyed the untethered freedom of backpacking across europe.

او از آزادی رها سفر کوله‌پشتی در اروپا لذت برد.

the untethered drone soared high above the mountains.

پهپاد رها در ارتفاع بالا بالای کوه‌ها پرواز کرد.

her untethered spirit sought adventure in every corner of the world.

روح رها او ماجراجویی را در هر گوشه جهان جستجو می‌کرد.

feeling untethered, he decided to travel alone for a while.

با احساس رهاشدگی، تصمیم گرفت مدتی به تنهایی سفر کند.

the untethered horse galloped freely across the field.

اسب رها آزادانه در سراسر زمین به گالپ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید