unverified reports
گزارشهای تاییدنشده
unverified data
اطلاعات تاییدنشده
unverified claims
ادعاهای تاییدنشده
being unverified
در حال تاییدنشده بودن
unverified source
منبع تاییدنشده
unverified information
اطلاعات تاییدنشده
unverified account
حساب کاربری تاییدنشده
unverified address
نشانی تاییدنشده
unverified email
ایمیل تاییدنشده
unverified number
شماره تلفن تاییدنشده
the source code remains unverified and should not be deployed.
کد منبع تأیید نشده باقی مانده است و نباید مستقر شود.
we received an unverified report of a security breach.
ما گزارشی مبنی بر نقض امنیتی دریافت کردیم که تأیید نشده است.
the witness provided unverified testimony during the trial.
شهود شهادت تأیید نشده ای در دادگاه ارائه داد.
the company is investigating unverified claims of misconduct.
شرکت در حال بررسی ادعاهای تأیید نشده مبنی بر سوء رفتار است.
the news report was based on unverified information from a source.
گزارش خبری بر اساس اطلاعات تأیید نشده از یک منبع بود.
it's crucial to verify any unverified data before analysis.
قبل از تجزیه و تحلیل، تأیید هر داده ای که تأیید نشده است بسیار مهم است.
the user account was created with an unverified email address.
حساب کاربری با آدرس ایمیل تأیید نشده ایجاد شده است.
the application requires a verified phone number, but we have an unverified one.
برنامه به شماره تلفن تأیید شده نیاز دارد، اما ما یک شماره تلفن تأیید نشده داریم.
the system flagged the transaction due to unverified payment details.
به دلیل اطلاعات پرداخت تأیید نشده، سیستم این تراکنش را پرچم کرد.
we cannot proceed until we have verified all unverified entries.
تا زمانی که تمام ورودی های تأیید نشده را تأیید نکنیم نمی توانیم ادامه دهیم.
the social media account is unverified, so its authenticity is questionable.
حساب رسانه های اجتماعی تأیید نشده است، بنابراین اصالت آن قابل سوال است.
unverified reports
گزارشهای تاییدنشده
unverified data
اطلاعات تاییدنشده
unverified claims
ادعاهای تاییدنشده
being unverified
در حال تاییدنشده بودن
unverified source
منبع تاییدنشده
unverified information
اطلاعات تاییدنشده
unverified account
حساب کاربری تاییدنشده
unverified address
نشانی تاییدنشده
unverified email
ایمیل تاییدنشده
unverified number
شماره تلفن تاییدنشده
the source code remains unverified and should not be deployed.
کد منبع تأیید نشده باقی مانده است و نباید مستقر شود.
we received an unverified report of a security breach.
ما گزارشی مبنی بر نقض امنیتی دریافت کردیم که تأیید نشده است.
the witness provided unverified testimony during the trial.
شهود شهادت تأیید نشده ای در دادگاه ارائه داد.
the company is investigating unverified claims of misconduct.
شرکت در حال بررسی ادعاهای تأیید نشده مبنی بر سوء رفتار است.
the news report was based on unverified information from a source.
گزارش خبری بر اساس اطلاعات تأیید نشده از یک منبع بود.
it's crucial to verify any unverified data before analysis.
قبل از تجزیه و تحلیل، تأیید هر داده ای که تأیید نشده است بسیار مهم است.
the user account was created with an unverified email address.
حساب کاربری با آدرس ایمیل تأیید نشده ایجاد شده است.
the application requires a verified phone number, but we have an unverified one.
برنامه به شماره تلفن تأیید شده نیاز دارد، اما ما یک شماره تلفن تأیید نشده داریم.
the system flagged the transaction due to unverified payment details.
به دلیل اطلاعات پرداخت تأیید نشده، سیستم این تراکنش را پرچم کرد.
we cannot proceed until we have verified all unverified entries.
تا زمانی که تمام ورودی های تأیید نشده را تأیید نکنیم نمی توانیم ادامه دهیم.
the social media account is unverified, so its authenticity is questionable.
حساب رسانه های اجتماعی تأیید نشده است، بنابراین اصالت آن قابل سوال است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید