vanish

[ایالات متحده]/ˈvænɪʃ/
[بریتانیا]/ˈvænɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ناپدید شدن; به طور ناگهانی نامرئی شدن; [ریاضی] صفر شدن
vt. ناپدید کردن; ناپدید ساختن
n. [زبان‌شناسی] صدای تضعیف شده.
Word Forms
زمان گذشتهvanished
شکل سوم شخص مفردvanishes
قسمت سوم فعلvanished
صفت یا فعل حال استمراریvanishing

عبارات و ترکیب‌ها

vanish from

ناپدید شدن از

vanish away

ناپدید شدن

جملات نمونه

vanished into the night.

در دل شب ناپدید شد.

Moira vanished without trace.

مویرا بدون هیچ ردی ناپدید شد.

vanished beneath the waves.

تحت امواج ناپدید شد.

The money vanished into thin air.

پول به طرز عجیبی ناپدید شد.

the dog cast furiously for the vanished rabbit.

سگ به شدت و با خشم برای خرگوش گمشده به دنبال آن می‌گشت.

a largemug of tea vanished in a single gulp.

یک فنجان بزرگ چای در یک لحظه نوشیده شد.

the settlement had vanished long since .

شهرک مدت ها پیش ناپدید شده بود.

all this vanished in a smother of foam.

همه اینها در انبوهی از کف در ناپدید شد.

she just vanished into thin air .

او به طرز عجیبی ناپدید شد.

The case of the vanishing splenial lesion.

حالت ضایعه مغزی که به طور ناگهانی از بین می‌رود.

memories vanishing slowly but surely. appear

خاطرات به آرامی و به طور پیوسته در حال محو شدن هستند. ظاهر شوید

The smile vanished from her face.

لبخند از روی او محو شد.

He vanished mysteriously after the close of business on Saturday night.

او پس از تعطیلی کسب و کار شنبه شب به طرز مرموزی ناپدید شد.

he was afraid she might vanish if he did not lay hold of her.

او از این می‌ترسید که اگر او را در آغوش نگرفت، ممکن است ناپدید شود.

his colleague had vanished in mysterious circumstances.

همکارش به طور مرموزی ناپدید شده بود.

rates of interest dwindled to vanishing point.

نرخ بهره به نقطه‌ای ناپدید شد.

Many types of animal have now vanished from the earth.

اکنون بسیاری از انواع حیوانات از روی زمین ناپدید شده اند.

a man who mysteriously vanished from his home last month

مردی که ماه گذشته به طرز مرموزی از خانه اش ناپدید شد

All your troubles will vanish away when he returns safely.

وقتی او سالم بازگردد، تمام مشکلات شما از بین خواهد رفت.

نمونه‌های واقعی

He taught us that potential vanishes into nothing without effort.

او به ما آموخت که پتانسیل بدون تلاش به هیچ‌چیز تبدیل می‌شود.

منبع: Compilation of speeches by Trump's daughter Ivanka.

Their fear vanish when the storm ended.

ترس آنها زمانی که طوفان پایان یافت از بین رفت.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Now as many of you know, I vanish into my roles.

حالا همانطور که بسیاری از شما می‌دانید، من در نقش‌هایم ناپدید می‌شوم.

منبع: Idol speaks English fluently.

Yes, but it seems to have vanished into thin air.

بله، اما به نظر می‌رسد که به هوا ناپدید شده است.

منبع: BBC Authentic English

An unknown number have simply vanished.

یک تعداد نامعلوم به سادگی ناپدید شده‌اند.

منبع: The Economist - International

Now I'd like you to make that red tape vanish.

حالا می‌خواهم آن کاغذبازی را از بین ببرید.

منبع: Lost Girl Season 4

And now the mountains have almost vanished behind a wall of haze.

و حالا کوه‌ها تقریباً پشت یک دیوار مه از بین رفته‌اند.

منبع: A Brief History of the World

If we don't, the tortoises will have vanished from the world.

اگر اینطور نشود، لاک‌پشت‌ها از جهان ناپدید خواهند شد.

منبع: CNN 10 Student English March 2022 Collection

As my stress lowered, I found that my desire for comfort foods vanished.

همانطور که استرس من کاهش یافت، متوجه شدم که اشتیاقم به غذاهای راحت از بین رفته است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

It was a few seconds before he realized that Privet Drive had vanished.

چند ثانیه طول کشید تا او متوجه شود که خیابان Privet Drive ناپدید شده است.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید