yelp

[ایالات متحده]/jelp/
[بریتانیا]/jɛlp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فریاد یا پارس کوتاه و تیز (به دلیل درد، خشم، هیجان و غیره)
vi. یک فریاد یا پارس کوتاه و تیز ایجاد کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریyelping
زمان گذشتهyelped
قسمت سوم فعلyelped
جمعyelps
شکل سوم شخص مفردyelps

عبارات و ترکیب‌ها

yelp in surprise

تعجب در یلپ

جملات نمونه

The dog let out a yelp when the car backfired.

سگ هنگام منفجر شدن ماشین، جیغ زد.

She let out a yelp of surprise when she saw the mouse.

وقتی موش را دید، از تعجب جیغ زد.

The Yelp reviews for this restaurant are mostly positive.

نظرات Yelp برای این رستوران بیشتر مثبت هستند.

I always check Yelp before trying a new restaurant.

من همیشه قبل از امتحان کردن یک رستوران جدید، Yelp را بررسی می‌کنم.

The injured animal let out a yelp of pain.

حیوان زخمی از درد جیغ زد.

Yelp is a popular platform for restaurant reviews.

Yelp یک پلتفرم محبوب برای بررسی رستوران‌ها است.

The Yelp app makes it easy to find nearby businesses.

اپلیکیشن Yelp پیدا کردن کسب و کارهای نزدیک را آسان می‌کند.

Customers can leave a Yelp review to share their experience.

مشتریان می‌توانند یک نظر Yelp بگذارند تا تجربه خود را به اشتراک بگذارند.

I always yelp when I accidentally stub my toe.

من همیشه وقتی به طور تصادفی به انگشت پایم گیر می‌کنم جیغ می‌زنم.

The Yelp ratings helped me choose a good hair salon.

نمرات Yelp به من کمک کرد تا یک آرایشگاه خوب انتخاب کنم.

نمونه‌های واقعی

Poor little Bounce gave a great yelp of distress.

بچه کوچک پوور، با فریاد بزرگی دچار اضطراب شد.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

He could hear yelping in the distance.

او می‌توانست فریاد در دوردست بشنود.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" You outta your tree? " yelped Stan.

" دیوانه شدی؟ " استن فریاد زد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" Ow" ! yelped the sheep. " Cut it out, Gideon" !

" ای وای! " گوسفنده فریاد زد. " Gideon، دست از سرش بردار!"

منبع: Zootopia (audiobook)

There was something desperate, almost insane, about the sharp spasmodic yelps to which they now gave utterance.

چیزی ناامیدانه، تقریباً جنون‌آمیز، در فریادهای شدید و تشنجی وجود داشت که اکنون به آن بیان می‌دادند.

منبع: Brave New World

Joe came next, yelping with pain.

جوزف بعد آمد و با درد فریاد می‌زد.

منبع: The Call of the Wild

The hyenas yelped and scurried off.

ذوزه‌ها فریاد زدند و به سرعت دور شدند.

منبع: Magic Tree House

“You got married? ” Harry yelped, looking from her to Lupin.

" ازدواج کردی؟ " هری فریاد زد و از او به لوپین نگاه کرد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Fang yelped and tried to run, but got lodged in a tangle of thorns and yelped even louder.

فنگ فریاد زد و سعی کرد بدود، اما در میان بوته‌ها گیر کرد و بلندتر فریاد زد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

The yelping seemed to be coming from the ground near the the lake.

به نظر می‌رسید فریادها از زمین نزدیک دریاچه می‌آید.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید