5th

[ایالات متحده]/[fɪfθ]/
[بریتانیا]/[fɪfθ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پنجمین در ترتیب
n. پنجم (چیز)
adv. در جایگاه پنجم

عبارات و ترکیب‌ها

5th avenue

خیابان پنجم

5th grade

پایه پنجم

5th time

پنجمین بار

5th of may

پنجم ماه

5th floor

طبقه پنجم

5th gear

دنده پنجم

5th string

پنجمین سیم

5th column

ستون پنجم

5th sense

حس پنجم

5th inning

اینینگ پنجم

جملات نمونه

we are excited to announce the 5th annual charity gala.

ما از اعلام برگزاری پنجمین رویداد خیریه سالانه هیجان‌زده هستیم.

he finished 5th in the marathon, a great achievement!

او در ماراتن مقام پنجمی کسب کرد، دستاورد بزرگی!

the 5th floor houses the company's marketing department.

طبقه پنجم محل استقرار بخش بازاریابی شرکت است.

it was the 5th time i'd visited paris.

این پنجمین باری بود که از پاریس بازدید کرده بودم.

she is a 5th-grade student at the local school.

او یک دانش‌آموز کلاس پنجم در مدرسه محلی است.

the 5th of may is a national holiday in mexico.

پنجم ماه مه یک تعطیلات ملی در مکزیکو است.

this is the 5th draft of the proposal we've reviewed.

این پنجمین پیش‌نویس پیشنهادی است که ما بررسی کرده‌ایم.

he lives on the 5th avenue from his family.

او از نظر خانوادگی در خیابان پنجم زندگی می‌کند.

the 5th symphony by beethoven is a classic.

سمفونی پنجم اثر بتهوون یک اثر کلاسیک است.

it was our 5th wedding anniversary last month.

ماه گذشته پنجمین سالگرد عروسی ما بود.

the 5th edition of the book is now available.

نسخه پنجم کتاب اکنون در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید