burly

[ایالات متحده]/'bɜːlɪ/
[بریتانیا]/'bɝli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قوی و عضلانی

عبارات و ترکیب‌ها

a burly man

یک مرد تنومند

burly physique

اندام تنومند

burly arms

بازوهای تنومند

burly appearance

ظاهر تنومند

جملات نمونه

a man of burly physique

مردی با اندام تنومند

the hurly-burly of school life.

هم‌دلی و شلوغی زندگی مدرسه

a burly-set young man

جوان تنومندی

The candidate was accompanied by six burly bodyguards.

کاندیدا با شش نگهبان تنومند همراه بود.

he sustained the role of Creon with burly resilience.

او نقش کرون را با مقاومت تنومند حفظ کرد.

the girl was sandwiched between two burly men in the back of the car.

دختر بین دو مرد تنومند در عقب ماشین گیر افتاده بود.

He has remained largely aloof from the hurly-burly of parliamentary politics.

او عمدتاً از هرج و مرج سیاست‌های پارلمانی جدا بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید