a burly man
یک مرد تنومند
burly physique
اندام تنومند
burly arms
بازوهای تنومند
burly appearance
ظاهر تنومند
a man of burly physique
مردی با اندام تنومند
the hurly-burly of school life.
همدلی و شلوغی زندگی مدرسه
a burly-set young man
جوان تنومندی
The candidate was accompanied by six burly bodyguards.
کاندیدا با شش نگهبان تنومند همراه بود.
he sustained the role of Creon with burly resilience.
او نقش کرون را با مقاومت تنومند حفظ کرد.
the girl was sandwiched between two burly men in the back of the car.
دختر بین دو مرد تنومند در عقب ماشین گیر افتاده بود.
He has remained largely aloof from the hurly-burly of parliamentary politics.
او عمدتاً از هرج و مرج سیاستهای پارلمانی جدا بوده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید