drama

[ایالات متحده]/ˈdrɑːmə/
[بریتانیا]/ˈdrɑːmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش، یک متن، یک رویداد یا وضعیت دراماتیک
Word Forms
جمعdramas

عبارات و ترکیب‌ها

TV drama

نمای تلویزیونی

drama series

سریال درام

historical drama

نمای تاریخی

romantic drama

نمای عاشقانه

melodrama

ملودرام

dramatic performance

اجرای دراماتیک

political drama

نمای سیاسی

musical drama

نمای موسیقی

modern drama

نمای مدرن

drama club

باشگاه تئاتر

dance drama

نمایشنامه رقص

drama queen

ملکه درام

drama school

مدرسه درام

music drama

نمای موسیقی

جملات نمونه

it was an afternoon of drama and tension.

این بعد از ظهر پر از درام و تنش بود.

drama as an instrument of learning.

نمایش به عنوان ابزاری برای یادگیری.

a new drama series.

یک مجموعه درام جدید.

the drama of international politics

درام سیاست بین‌الملل.

the marriage of music and drama in opera

پیوند موسیقی و نمایش در اپرا.

Drama's indite was also inescapability.

نوشتن درام نیز غیرقابل اجتناب بود.

he enrolled in drama school.

او در مدرسه نمایش ثبت نام کرد.

all drama begins with human frailty.

همه نمایش‌ها با ضعف انسان آغاز می‌شوند.

a new three-part drama serial.

یک سریال درام جدید در سه قسمت.

legitimate drama (= legitimate stage)

نمایش مشروع (= صحنه مشروع).

a straight drama without comedy or music.

یک نمایش مستقیم بدون کمدی یا موسیقی.

The college published a drama review.

دانشگاه یک بررسی نمایش منتشر کرد.

the drama of the prisoner's escape and recapture.

درام فرار و بازگشت زندانی.

It was good drama, but historically inaccurate.

این یک نمایش خوب بود، اما از نظر تاریخی نادرست.

He was studying a course in drama at Manchester Polytechnic.

او در حال تحصیل در یک دوره نمایش در پلی تکنیک منچستر بود.

a magnificent combination of drama, dance, and music .

ترکیبی باشکوه از نمایش، رقص و موسیقی.

a gritty urban drama about growing up in Harlem.

یک درام شهری خشن در مورد بزرگ شدن در هارلم.

I now belong to my local drama group.

من اکنون به گروه نمایش محلی خود تعلق دارم.

نمونه‌های واقعی

But will it be really drama? ”

اما آیا واقعاً درام خواهد بود؟

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

The supply side sets the scene; the demand side provides the drama.

طرف عرضه صحنه را تعیین می‌کند؛ طرف تقاضا درام را فراهم می‌کند.

منبع: The Economist - China

Oh, you know, just same old drama.

اوه، می‌دونی، فقط همان درام قدیمی.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

So what's the thing about drama? What excites you about drama?

پس در مورد درام چه می‌گذرد؟ چه چیزی در مورد درام شما را هیجان‌زده می‌کند؟

منبع: American English dialogue

Yes, I have a master's degree in drama and theatre.

بله، من مدرک کارشناسی ارشد در درام و تئاتر دارم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Maltese and Italian officials closely followed the unfolding drama.

مقامات مالتی و ایتالیایی به دقت درام در حال وقوع را دنبال کردند.

منبع: NPR News April 2019 Collection

Not saying directly cannot run this drama.

نمی‌توانم بگویم که نمی‌توان این درام را اجرا کرد.

منبع: VOA Standard English - Asia

Do you like a little drama with your houseplants?

آیا دوست دارید کمی درام با گیاهان آپارتمانی خود داشته باشید؟

منبع: VOA Special English: World

Found William and opened the door to everybody's drama.

ویلیام را پیدا کردیم و درهای درام همه را باز کردیم.

منبع: Our Day This Season 1

It's not a drama and there's no take two.

این یک درام نیست و فرصت دوباره‌ای وجود ندارد.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید