fabric

[ایالات متحده]/ˈfæbrɪk/
[بریتانیا]/ˈfæbrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه، ساختار پارچه، سازمان.
Word Forms
جمعfabrics

عبارات و ترکیب‌ها

cotton fabric

پارچه پنبایی

silk fabric

پارچه ابریشم

wool fabric

پارچه پشم

polyester fabric

پارچه پلی‌استر

linen fabric

پارچه لینن

fabric material

جنس پارچه

patterned fabric

پارچه طرح‌دار

upholstery fabric

پارچه مبلی

sheer fabric

پارچه نازک و شفاف

knit fabric

پارچه بافتنی

woven fabric

پارچه بافته شده

knitted fabric

پارچه بافتنی

fabric structure

ساختار پارچه

nonwoven fabric

پارچه غیربافتنی

blended fabric

پارچه مخلوط

jacquard fabric

پارچه ژاکارد

textile fabric

پارچه نساجی

coated fabric

پارچه پوشش داده شده

dyed fabric

پارچه رنگ شده

cord fabric

پارچه طنابی

worsted fabric

پارچه ورستد

mesh fabric

پارچه مشبک

finished fabric

پارچه تکمیل‌شده

stretch fabric

پارچه کشسان

synthetic fabric

پارچه مصنوعی

جملات نمونه

This fabric will wash.

این پارچه شسته می‌شود.

a fabric that will wear.

پارچه‌ای که ساییده می‌شود.

the fabric of society

بافت جامعه

a fabric with a floral pattern.

پارچه‌ای با طرح گل

a natural fabric that breathes.

پارچه‌ای طبیعی که تنفس می‌کند.

The fabric will spot easily.

پارچه به راحتی لکه می‌شود.

cheap fabric soon frays.

پارچه ارزان به زودی پاره می شود.

the fabric of society(=the socialfabric )

بافت جامعه(=بافت اجتماعی)

proof a fabric against shrinkage.

اثبات عدم چروکیدگی پارچه.

handle a bolt of fabric;

با یک متر پارچه برخورد کرد;

This fabric launders well.

این پارچه به خوبی اتو می‌شود.

This is a good fabric softener for woolens.

این یک نرم کننده پارچه خوب برای پشم است.

the fabric clung to her smooth skin.

پارچه به پوست صاف او چسبید.

exclusive fabrics at exorbitant prices.

پارچه‌های انحصاری با قیمت‌های سرسام‌آور.

the fabric fell in soft folds.

پارچه به صورت چین‌های نرم افتاد.

fabrics with a softer handle.

پارچه‌هایی با بافت نرم‌تر.

Join the panels of fabric at the selvages.

پانل‌های پارچه را در لبه‌ها به هم متصل کنید.

a delicate fabric printed with roses.

پارچه‌ای ظریف با چاپ گل سرخ.

the fabric stays taut without adhesive.

پارچه بدون چسب سفت و محکم باقی می‌ماند.

نمونه‌های واقعی

You know, I really love this fabric.

می‌دانم، من واقعاً این پارچه را دوست دارم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

Was that the fabric of their lives?

آیا آن پارچه زندگی آنها بود؟

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

We called it " home spun fabric" .

ما آن را "پارچه دست بافت"" نامیدیم.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Oh, and uh, the fabric softener?

اوه، و اممم، نرم کننده پارچه؟

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

They make sneakers out of that fabric.

آنها از آن پارچه کفش‌های ورزشی می‌سازند.

منبع: Modern Family - Season 05

And it changed the whole fabric of America.

و این کل بافت آمریکا را تغییر داد.

منبع: America The Story of Us

Shops like this are the fabric of our community.

فروشگاه‌هایی مانند این، بافت جامعه ما هستند.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

Betty chose the fabrics, the furniture, the rugs, the art.

بتزی پارچه‌ها، مبلمان، فرش‌ها و آثار هنری را انتخاب کرد.

منبع: People Magazine

" And she's a mix of new and reclaimed fabrics" .

"و او ترکیبی از پارچه‌های جدید و بازیافتی است."

منبع: VOA Standard English_Americas

Awon softens the fabric over the block using water and steam.

آوون با استفاده از آب و بخار، پارچه را روی بلوک نرم می‌کند.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید