knit

[ایالات متحده]/nɪt/
[بریتانیا]/nɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با استفاده از سوزن‌ها یا ماشین بافتن
n. لباس ساخته شده با بافتن با سوزن‌ها یا ماشین

عبارات و ترکیب‌ها

knitting needles

باتریس بافندگی

knitting yarn

نخ بافندگی

knitting pattern

الگوی بافتنی

hand-knit sweater

ژاکت بافتنی دست

knitting project

پروژه بافتنی

knit fabric

پارچه بافتنی

knit up

بافت کردن

جملات نمونه

She loves to knit scarves for her friends.

او عاشق بافتن شال برای دوستانش است.

Knitting is a relaxing hobby for many people.

بافتنی سرگرمی آرامش‌بخش برای بسیاری از افراد است.

I learned how to knit from my grandmother.

من یاد گرفتم چگونه از مادربزرگم بافتنی کنم.

She can knit a sweater in just a few days.

او می‌تواند یک ژاکت را در عرض چند روز ببافد.

Knitting requires patience and attention to detail.

بافتنی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

I want to knit a blanket for my new baby.

می‌خواهم یک پتو برای نوزاد جدیدم ببافم.

Knitting needles come in different sizes for various projects.

针织针有不同尺寸,适用于各种项目。

She enjoys knitting while watching TV.

او از تماشای تلویزیون در حالی که بافتنی می‌کند لذت می‌برد.

Knitting can be a creative outlet for expressing oneself.

بافتنی می‌تواند یک راه خلاقانه برای بیان خود باشد.

He learned how to knit a hat for the winter.

او یاد گرفت که چگونه یک کلاه برای زمستان ببافد.

نمونه‌های واقعی

My mother was a knitter and she taught me how to knit.

مادرم بافنده بود و به من آموخت چگونه بافت.

منبع: Connection Magazine

My...my mother, my mother has already knitted three onesies. - I know.

من... مادرم قبلاً سه لباس نوزاد بافته است. - می‌دانم.

منبع: Our Day This Season 1

Karlie's brow was knitted as he thought.

ابروهای کارلی در هم گره خورده بود وقتی فکر می‌کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Sophie watched as the young woman knitted, day after day.

سوفی تماشا کرد که زن جوان روزانه بافت.

منبع: Storyline Online English Stories

Other threads knit the writer's disparate subjects into a coherent oeuvre.

الگوهای دیگر موضوعات پراکنده نویسنده را به یک اثر منسجم با هم پیوند زدند.

منبع: The Economist (Summary)

We'll be reading or eating or knitting.

ما کتاب می‌خوانیم یا غذا می‌خوریم یا می‌بافیم.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2015 Collection

So, I have a bit of a knit situation going on here, like a knitted suit.

بنابراین، من کمی مشکل بافت دارم، مثل یک کت و شلوار بافته شده.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

And so Scarf Lady's bread might be...knitted?

بنابراین، نان خانم شال ممکن است...بافته شود؟

منبع: Sarah and the little duckling

It allowed us to knit together 1800 acres.

این به ما این امکان را داد که 1800 هکتار را با هم پیوند دهیم.

منبع: CNN 10 Student English September 2023 Collection

Meanwhile, my mind began knitting itself back together.

در همین حال، ذهن من شروع به بافتن خود کرد.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید