feeling hopeless
احساس ناامیدی
hopeless situation
وضعیت ناامید کننده
hopeless romantic
رومانتیک ناامید
I'm hopeless at names.
من در به خاطر سپردن نامها خیلی بد هستم.
a hopeless distortion of the truth
یک تحریف ناامیدکننده از حقیقت
I'm hopeless at Maths.
من در ریاضیات خیلی بد هستم.
It's hopeless, he said flatly.
این بی فایده است، او با لحنی خشک گفت.
a hopeless case. hopeful
یک مورد ناامیدکننده. امیدوار
a hopeless footballer
یک بازیکن فوتبال درمانده
"'It's hopeless,' he said flatly."
'این بی فایده است'، او با لحنی خشک گفت.
When I was at school I was always hopeless at athletics.
وقتی در مدرسه بودم همیشه در ورزش بد بودم.
I’m a hopeless dancer. I’ve got two left feet.
من یک رقصنده بد هستم. دو پای چپ دارم.
Jess looked at him in mute hopeless appeal.
جِس با التماس ناامیدانه به او نگاه کرد.
Jim's plan seemed hopeless, but he brought it off.
طرح جیم به نظر ناامیدکننده می رسید، اما او آن را به سر انجام رساند.
He gave way to hopeless grief as soon as he heard the bad message.
به محض اینکه پیام بدی شنید، او تسلیم غم ناامیدکننده شد.
He is hopeless about his chances of winning the contest.
او در مورد شانس خود برای برنده شدن در مسابقه ناامید است.
The sight of the hopeless little boy aroused her maternal instincts.
دیدن آن پسر بچه ناامیدکننده غرایز مادری او را برانگیخت.
dissentient voices were castigated as ‘hopeless bureaucrats’.
نواهای مخالف به عنوان 'بوروکراتهای ناامید' مورد سرزنش قرار گرفتند.
I laughed humorlessly to myself, still gasping for air. Reckless in Forks—now there was a hopeless proposition.
من با خنده ای غیرمودبانه به خودم خندیدم، هنوز برای نفس کشیدن تلاش می کردم. بی احتیاطی در فورکس - اکنون این یک پیشنهاد ناامیدکننده بود.
It is laziness and waywardness, however, that causes one to give himself up as hopeless and back down on the pretext of "no interest".
با این حال، تنبلی و لجبازی است که باعث می شود یک فرد خود را ناامید جلوه دهد و به بهانه "عدم علاقه" عقب نشینی کند.
A hopeless, jerkwater town where mustard is turned out in carload lots, in vats and tuns and barrels and pots and cute looking little jars.
یک شهر ناامیدکننده و کماهمیت که در آن خردل به صورت کامیونی تولید میشود، در دیگها و بشکههای بزرگ و کوچک و ظروف زیبا.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید