sacrifice

[ایالات متحده]/ˈsækrɪfaɪs/
[بریتانیا]/ˈsækrɪfaɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ترک چیزی با ارزش به خاطر چیزی دیگر، ارائه چیزی به عنوان عمل آشتی یا احترام
vt. & vi. ارائه به عنوان قربانی
vt. از چیزی با ارزش به خاطر چیزی دیگر صرف نظر کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsacrifices
قسمت سوم فعلsacrificed
زمان گذشتهsacrificed
صفت یا فعل حال استمراریsacrificing
جمعsacrifices

عبارات و ترکیب‌ها

make sacrifices

ایثار کردن

sacrifice for others

فداکاری برای دیگران

human sacrifice

قربانی انسانی

جملات نمونه

a human sacrifice to atone for the sin.

یک قربانی انسانی برای جبران گناه.

It's wrong to sacrifice quality to quantity.

اشتباه است که کیفیت را فدای کمیت کرد.

gruesome evidence of human sacrifice;

شواهد وحشتناک قربانی کردن انسان;

they offer sacrifices to the spirits.

آنها قربانی به ارواح اهدا می کنند.

the goat was sacrificed at the shrine.

بز در معبد قربانی شد.

If you don't, sacrifice Hecatomb.

اگر نکنی، هکاتومب را قربانی کن.

The flamen of sacrifice thought that they were unpropitious.

کاهن قربانی فکر کرد که آنها نامؤید بودند.

He sacrificed a sheep in the temple.

او یک گوسفند را در معبد قربانی کرد.

They sacrificed a lamb to the gods.

آنها یک بره را به خدایان تقدیم کردند.

no businessman is going to sacrifice his company on the altar of such altruism.

هیچ تاجر حاضر نیست شرکت خود را در مذبح چنین نوعی ایثار قربانی کند.

animals were offered for sacrifice in sevens.

حیوانات برای قربانی در هفتگانه تقدیم می شدند.

He was forced to sacrifice his house.

او مجبور شد خانه‌اش را قربانی کند.

We know how to work, to sacrifice, and to fight.

ما می دانیم چگونه کار کنیم، قربانی کنیم و بجنگیم.

He sacrificed with two on and none out.

او با دو نفر در زمین و بدون تعویض بازی کرد.

If there are no depletion counters on Saprazzan Skerry, sacrifice it.

اگر شمارشگرهای کاهش در جزیره سارازان اسکری وجود نداشت، آن را قربانی کنید.

If there are no depletion counters on Hickory Woodlot, sacrifice it.

اگر شمارشگرهای کاهش در جنگل هیکوری وجود نداشت، آن را قربانی کنید.

The burden of economic sacrifice rests on the workers of the plant.

بار قربانی اقتصادی بر دوش کارگران کارخانه است.

He gave his life as a sacrifice for his country.

او جان خود را به عنوان قربانی برای کشورش داد.

He decided to sacrifice a trip for a new house.

او تصمیم گرفت یک سفر را برای یک خانه جدید قربانی کند.

نمونه‌های واقعی

Thank you guys for you all sacrifice.

ممنون از شما برای همه فداکاری‌هایتان.

منبع: 2016 Most Popular Selected Compilation

I have sacrificed for this family. - You've sacrificed?

من برای این خانواده فداکاری کردم. - شما چه فداکاری کردید؟

منبع: Our Day This Season 1

That must have been a real sacrifice. -And bravely borne.

باید فداکاری واقعی بوده باشد. - و با شجاعت تحمل شده باشد.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Gambling their sacrifice by wandering the castle unprotected...

با سرگردانی در قلعه بدون محافظت، فداکاری خود را به خطر انداختند...

منبع: Films

And feel grateful because someone sacrificed to make this moment possible for you.

و احساس قدردانی کنید زیرا کسی فداکاری کرد تا این لحظه برای شما ممکن شود.

منبع: Cook's Speech Collection

Success is not worth the sacrifice of your health.

موفقیت ارزش فدا کردن سلامتی شما را ندارد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Choose one criterion and you may well sacrifice others.

یک معیار را انتخاب کنید و ممکن است مجبور شوید دیگری را فدا کنید.

منبع: Past exam papers of the English cloze test for the postgraduate entrance examination.

Admittedly some native religious practices did involve human sacrifice.

باید اعتراف کرد که برخی از آیین‌های مذهبی بومی شامل قربانی کردن انسان می‌شد.

منبع: Crash Course in Drama

A princess must make every sacrifice for her country.

یک شاهزاده خانم باید برای کشورش هر فداکاری را بکند.

منبع: Mulan 2

" Lord Walder will never sacrifice his own, " said Pycelle.

" لرد والدر هرگز خود را فدا نخواهد کرد، " گفت پیسل.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید