swagger

[ایالات متحده]/ˈswæɡə(r)/
[بریتانیا]/ˈswæɡər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تهدید کردن; به طرز بسیار مطمئن یا متکبرانه راه رفتن یا عمل کردن
vi. به طرز بسیار مطمئن یا متکبرانه راه رفتن یا عمل کردن; لاف زدن
n. یک روش بسیار مطمئن یا متکبرانه برای راه رفتن یا عمل کردن; لاف زدن
adj. خودنما; شیک.

عبارات و ترکیب‌ها

walk with swagger

قدم زدن با اعتماد به نفس و تکبر

confidence and swagger

اعتماد به نفس و تکبر

swaggering attitude

حرفه‌ای و مغرانه

جملات نمونه

swagger sb. into concession

وارد شدن با اعتماد به نفس به منطقه امتیاز

he swaggered along the corridor.

او با اعتماد به نفس در طول راهرو قدم زد.

a swaggering, peremptory manner.

یک رفتار خودشیفته و تحکم‌آمیز.

a parvenu swaggering around at a party;

یک تازه‌وارد که با اعتماد به نفس در یک مهمانی قدم می‌زد;

that old confident strut and swagger has returned.

آن قدم زدن و خودنمایی با اعتماد به نفس قدیمی بازگشته است.

was alight, his color coppery, his air swagger, devil-may-care, bacchanal.

روشن بود، رنگ پوستش برنزی، رفتارش مغرور، بی‌خیال، دیوانه‌وار.

نمونه‌های واقعی

Swagger and overconfidence suppress vulnerability, uncertainty, and tenderness.

غرور و اعتماد به نفس بیش از حد، آسیب‌پذیری، عدم قطعیت و لطافت را سرکوب می‌کند.

منبع: Harvard Business Review

This is what was amazing about Jobs. He really had some swagger.

این همان چیزی بود که در مورد جابز شگفت‌انگیز بود. او واقعاً اعتماد به نفس زیادی داشت.

منبع: How Steve Jobs Changed the World

If you've seen a narcissist, maybe you've seen that they almost swagger.

اگر یک خودشیفته را دیده اید، شاید دیده باشید که آنها تقریباً با اعتماد به نفس رفتار می کنند.

منبع: Psychology Mini Class

Asher has plenty of swagger on deck.

اشر اعتماد به نفس زیادی در عرشه دارد.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

Oh, oh! Trust me, I have no interest in swaggering, muscle-bound juvenile delinquents.

اوه، اوه! به من اعتماد کنید، من به رفت و آمد، مجرمان نوجوان عضلانی علاقه ای ندارم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

He pledged to help the agency get its swagger back and find the president's America first foreign policy.

او قول داد به آژانس کمک کند تا اعتماد به نفس خود را به دست آورد و سیاست خارجی "آمریکا اول" رئیس جمهور را پیدا کند.

منبع: VOA Standard English - Asia

He seems to relish attracting headlines with this sort of swaggering behavior.

به نظر می رسد او از جلب توجه رسانه ها با این نوع رفتار اعتماد به نفس لذت می برد.

منبع: NPR News June 2020 Compilation

Then she swaggered into Johnsy's room with her drawing board, whistling ragtime.

سپس او با تخته طراحی خود با حال و هوای رگتایم وارد اتاق جانسی شد.

منبع: O. Henry Short Stories Collection

Saddam's iconography was a distinctive blend of military swagger and historical references.

آیکون‌شناسی صدام ترکیبی متمایز از اعتماد به نفس نظامی و ارجاعات تاریخی بود.

منبع: The Guardian (Article Version)

The eyes are right, but, uh, you'll have to work on the swagger.

چشم ها درست هستند، اما، اوه، شما باید روی اعتماد به نفس کار کنید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید