abscising

[ایالات متحده]/ˈæbsaɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæbˈsaɪsɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند بریدن یا حذف کردن چیزی، به‌ویژه بخشی از یک گیاه یا حیوان.

عبارات و ترکیب‌ها

abscising from work

قطع ارتباط از کار

abscising voters

حذف رای دهندگان

abscising students

حذف دانش آموزان

جملات نمونه

the leaves are abscising in autumn.

برگ‌ها در فصل پاییز در حال جدا شدن هستند.

abscising trees can be a sign of environmental stress.

جدا شدن درختان می‌تواند نشانه‌ای از استرس محیطی باشد.

the plant is abscising its leaves in response to drought.

گیاه در پاسخ به خشکسالی، برگ‌های خود را جدا می‌کند.

hormonal changes cause abscising of petals after flowering.

تغییرات هورمونی باعث جدا شدن گلبرگ‌ها پس از گلدهی می‌شود.

the process of abscising fruits is essential for seed dispersal.

فرآیند جدا شدن میوه‌ها برای پراکندگی بذر ضروری است.

abscising leaves can be recycled by the tree for nutrients.

درخت می‌تواند برگ‌های جدا شده را برای دریافت مواد مغذی بازیافت کند.

understanding abscising mechanisms helps in agricultural practices.

درک مکانیسم‌های جدا شدن به بهبود شیوه‌های کشاورزی کمک می‌کند.

abscising fruit can be a sign of disease or nutrient deficiency.

جدا شدن میوه می‌تواند نشانه‌ای از بیماری یا کمبود مواد مغذی باشد.

scientists study abscising to improve crop yields.

دانشمندان جدا شدن را برای بهبود عملکرد محصول مطالعه می‌کنند.

abscising is a natural process that occurs in many plants.

جدا شدن یک فرآیند طبیعی است که در بسیاری از گیاهان رخ می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید