absquatulate

[ایالات متحده]/ˈæbskwəˌtʃuleɪt/
[بریتانیا]/ˈæbskwəˌtʃuːleɪt/

ترجمه

v. ناگهان و به طور مخفیانه ترک کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردabsquatulates
صفت یا فعل حال استمراریabsquatulating
زمان گذشتهabsquatulated
قسمت سوم فعلabsquatulated

جملات نمونه

he absquatulated from his responsibilities without a word.

او بدون هیچ کلمه‌ای از مسئولیت‌های خود فرار کرد.

they decided to absquatulate after the party ended.

آنها تصمیم گرفتند پس از پایان مهمانی فرار کنند.

the thief tried to absquatulate with the stolen goods, but was caught.

سارق سعی کرد با کالاهای مسروقه فرار کند، اما دستگیر شد.

don't let him absquatulate with your ideas!

به او اجازه ندهید با ایده‌های شما فرار کند!

the suspect was able to absquatulate thanks to a corrupt guard.

متهم توانست به لطف یک نگهبان فاسد فرار کند.

he couldn't stand the boredom anymore and decided to absquatulate.

دیگر نمی‌توانست بی‌حوصلگی را تحمل کند و تصمیم گرفت فرار کند.

it was clear that they were planning to absquatulate when the lights went out.

واضح بود که آنها قصد فرار را داشتند وقتی که چراغ‌ها خاموش شدند.

the magician made his assistant absquatulate right before your eyes.

معجزه گر دستیار خود را درست جلوی چشمان شما فراری داد.

he tried to absquatulate during the meeting, but was caught by the boss.

او سعی کرد در طول جلسه فرار کند، اما توسط رئیس دستگیر شد.

the couple absquatulated from their wedding reception early.

زوج قبل از موعد از پذیرایی عروسی خود فرار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید