abstinent from alcohol
مختار از مشروبات الکلی
abstinent lifestyle
سبک زندگی پرهیزگار
abstinent behavior
رفتار پرهیزگار
an abstinent period
دوره اجتناب
abstinent during pregnancy
در دوران بارداری، پرهیز از
abstinent from drugs
مختار از مواد مخدر
he was known for his abstinent lifestyle.
او به خاطر سبک زندگی پرهیزگارش شناخته شده بود.
the doctor recommended an abstinent period after surgery.
پزشک یک دوره پرهیز پس از جراحی توصیه کرد.
abstinent from alcohol
مختار از مشروبات الکلی
abstinent lifestyle
سبک زندگی پرهیزگار
abstinent behavior
رفتار پرهیزگار
an abstinent period
دوره اجتناب
abstinent during pregnancy
در دوران بارداری، پرهیز از
abstinent from drugs
مختار از مواد مخدر
he was known for his abstinent lifestyle.
او به خاطر سبک زندگی پرهیزگارش شناخته شده بود.
the doctor recommended an abstinent period after surgery.
پزشک یک دوره پرهیز پس از جراحی توصیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید