acappella

[ایالات متحده]/ˌækəˈpɛlə/
[بریتانیا]/ˌækəˈpɛl ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون همراهی ساز؛ به سبک موسیقی آکاپلا.

جملات نمونه

the choir performed a beautiful acappella piece.

گروه کر یک قطعه آکاپلا بی‌نظیر و زیبا اجرا کرد.

she's a talented acappella singer.

او یک خواننده آکاپلای با استعداد است.

the group specializes in acappella arrangements.

این گروه در تنظیمات آکاپلا تخصص دارد.

they enjoyed listening to the acappella music.

آنها از گوش دادن به موسیقی آکاپلا لذت بردند.

the performance was a blend of acappella and instrumental music.

اجرا ترکیبی از موسیقی آکاپلا و موسیقی سازبندی بود.

he learned to sing acappella in college.

او یاد گرفت که در دانشگاه آکاپلا بخواند.

the audience was captivated by the acappella performance.

مخاطبان مجذوب اجرای آکاپلا شدند.

they formed an acappella group in high school.

آنها یک گروه آکاپلا در دبیرستان تشکیل دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید