acridity

[ایالات متحده]/ˈæk.rɪdɪ.ti/
[بریتانیا]/əˈkrɪdɪ.ti/

ترجمه

n. کیفیت تلخی یا تیزی در طعم یا بو؛ تلخی، تندی؛ خشونت لحن یا بیان؛ شدت انتقاد
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the acridity of the smoke stung his eyes.

بوی تند دود، چشمانش را سوزاند.

there was a certain acridity in her tone when she spoke about him.

وقتی درباره او صحبت می‌کرد، لحنش حالتی از تندی داشت.

the acridity of the debate left everyone feeling exhausted.

تندی بحث باعث شد همه احساس خستگی کنند.

he couldn't stand the acridity of their constant bickering.

نمی‌توانست تندی جدل‌های مداوم آن‌ها را تحمل کند.

the acridity of his words cut deep into her heart.

تندی حرف‌هایش ضربه‌ای عمیق به قلبش زد.

her laughter had a touch of acridity, hinting at bitterness beneath the surface.

خنده‌اش رگه‌ای از تندی داشت که نشان‌دهنده تلخی زیر سطح بود.

the acridity of the situation made it difficult to find common ground.

تندی اوضاع پیدا کردن زمینه‌های مشترک را دشوار می‌کرد.

he tried to mask his anger with a veneer of civility, but the acridity still showed through.

او سعی کرد با پوششی از مؤدب بودن خشم خود را پنهان کند، اما تندی همچنان نمایان بود.

the acridity of the political climate made compromise nearly impossible.

تندی فضای سیاسی مصالحه را تقریباً غیرممکن کرد.

despite their attempts at politeness, an acridity lingered in the air between them.

با وجود تلاش‌هایشان برای مؤدب بودن، تندی در فضای بین آن‌ها وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید