adduct

[ایالات متحده]/ə'dʌkt/
[بریتانیا]/'ædʌkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیب ایجاد شده توسط افزودن دو یا چند ماده
vt. آوردن یک بخش از بدن به سمت خط میانی بدن، به ویژه در آناتومی
Word Forms
جمعadducts
شکل سوم شخص مفردadducts
زمان گذشتهadducted
قسمت سوم فعلadducted
صفت یا فعل حال استمراریadducting

عبارات و ترکیب‌ها

adduction movement

حرکت اضافه

جملات نمونه

The influence of dealcoholization mode on composition of spherical magnesium- alcohol adducts was investigated.

اثر حالت دالکوهیدرات‌زدایی بر ترکیب ترکیبات منیزیم-الکل کروی مورد بررسی قرار گرفت.

Amino polyester baking varnishes modified by tung oil were made from polyhydroxyl esters which were synthesized from methyl α eleostearate maleic anhydride adduct crosslinked by amino resins.

لاک‌های پخت‌افزودنی پلی‌استر آمینو که با روغن بزرک اصلاح شده بودند، از استرهای پلی‌هیدروکسی که از افزودنی آنیدریک مردئیک متیل α الئوستئارات سنتز شده‌اند و با رزین‌های آمینو متقاطع شده‌اند، تهیه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید