adheren

[ایالات متحده]/ədˈhɪərənt/
[بریتانیا]/ədˈhɪrənt/

ترجمه

adj. چسبنده؛ پیوسته
n. چیزی که به چیز دیگری می‌چسبد
شکل‌های واژه
جمعadherens

جملات نمونه

the patient showed poor adherence to the medication regimen.

بیمار نسبت به رژیم دارویی رفتار نامطلوب نشان داد.

strict adherence to safety protocols is required in the laboratory.

رعایت دقیق به پروتکل‌های ایمنی در آزمایشگاه ضروری است.

adherence rates have increased significantly since the new policy was implemented.

نرخ رعایت از زمان اجرای سیاست جدید به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

cultural adherence varies among different communities.

رعایت فرهنگی بین جوامع مختلف متفاوت است.

the adherent cells were cultured in the petri dish for analysis.

سلول‌های رعایت‌کننده در ظرف پتری برای تحلیل کشت داده شدند.

doctors emphasize adherence to dietary guidelines for managing diabetes.

پزشکان بر رعایت راهنمایی‌های غذایی برای کنترل دیابت تاکید می‌کنند.

school policy requires strict adherence to the attendance rules.

سیاست مدرسه رعایت دقیق قوانین حضور را الزامی می‌کند.

adherence to ethical standards is essential for medical researchers.

رعایت استانداردهای اخلاقی برای محققان پزشکی ضروری است.

the new app helps track medication adherence among patients.

اپلیکیشن جدید به پیگیری رعایت دارویی بین بیماران کمک می‌کند.

there was complete adherence to the court order by both parties.

هر دو طرف به دستورات دادگاه به طور کامل رعایت کردند.

adherent tissue samples were collected for further examination.

نمونه‌های بافت رعایت‌کننده برای بررسی بیشتر جمع‌آوری شدند.

regular monitoring improves adherence to treatment plans.

نظارت منظم به بهبود رعایت برنامه‌های درمانی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید