adumbrated

[ایالات متحده]/əˈdʌmbreɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈdʌmˌbr eɪ tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مبهم چیزی را ترسیم یا پیشنهاد کردن؛ پیش‌نمایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

adumbrated plans

برنامه‌های پیش‌بینی‌شده

adumbrated possibilities

احتمالات پیش‌بینی‌شده

adumbrated concerns

نگرانی‌های پیش‌بینی‌شده

adumbrated solutions

راه‌حل‌های پیش‌بینی‌شده

adumbrated doubts

شک‌های پیش‌بینی‌شده

adumbrated intentions

قصد و نیت‌های پیش‌بینی‌شده

a vision adumbrated

چشم‌اندازی پیش‌بینی‌شده

adumbrated by shadows

در سایه پیش‌بینی‌شده

جملات نمونه

the artist's sketches adumbrated his future masterpiece.

طرح‌های هنرمند، شاهکار آینده‌اش را پیش‌بینی می‌کرد.

his speech adumbrated plans for a new economic policy.

سخنرانی او طرح‌هایی برای یک سیاست اقتصادی جدید را پیش‌بینی کرد.

the detective's notes adumbrated the truth of the case.

یادداشت‌های کارآگاه حقیقت پرونده را نشان می‌داد.

the early chapters adumbrated a complex and intriguing plot.

فصل‌های اول، طرحی پیچیده و جذاب را نشان می‌داد.

her smile adumbrated her happiness at the news.

لبخند او شادی‌اش را به مناسبت این خبر نشان می‌داد.

the meeting adumbrated a potential partnership between the two companies.

جلسه، یک مشارکت بالقوه بین دو شرکت را نشان می‌داد.

his letter adumbrated his intention to resign from his post.

نامه او قصدش برای استعفا از سمتش را نشان می‌داد.

the ancient ruins adumbrated a glorious past civilization.

آثار باستانی، تمدن باشکوه گذشته را نشان می‌داد.

the philosopher's writings adumbrated new ideas about the nature of reality.

نوشته‌های فیلسوف، ایده‌های جدیدی در مورد ماهیت واقعیت را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید