aeon

[ایالات متحده]/'iːən/
[بریتانیا]/'iən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره زمانی نامحدود; یک عصر
Word Forms
جمعaeons

جملات نمونه

the shows were made aeons ago.

نمایش‌ها میلیون‌ها سال پیش ساخته شدند.

She recalled her talk with him aeons ago.

او خاطره صحبتش با او را میلیون‌ها سال پیش به یاد آورد.

With the development of advanced aerobiology and aerodynamics , the aeroboat would be popular and people would research the mystery of the space's aeon .

با پیشرفت علوم هوازیانشناسی و آیرودینامیک، قایق هوایی محبوب خواهد شد و مردم اسرار عصر فضا را مورد تحقیق قرار خواهند داد.

It felt like an aeon before the bus finally arrived.

قبل از رسیدن اتوبوس، احساس می‌شد که میلیون‌ها سال طول کشید.

The ancient ruins have stood for aeons.

این آثار باستانی میلیون‌ها سال است که پابرجای مانده‌اند.

They waited for what seemed like aeons for the concert to begin.

آنها برای شروع کنسرت میلیون‌ها سال صبر کردند.

The stars have been shining in the sky for aeons.

ستارگان میلیون‌ها سال است که در آسمان می‌درخشند.

The aeon-old tree was a symbol of wisdom and strength.

درخت باستانی میلیون‌ها سال نمادی از خرد و قدرت بود.

The aeon of dinosaurs was long before the age of humans.

عصر دایناسورها بسیار قبل از عصر انسان‌ها بود.

The philosopher pondered the concept of eternity and aeons.

فيلسوف مفهوم جاودانگی و میلیون‌ها سال را مورد تأمل قرار داد.

Legends say that dragons have lived for aeons.

افسانه‌ها می‌گویند که اژدهاها میلیون‌ها سال زندگی کرده‌اند.

The aeon of peace followed a long period of war.

عصر صلح پس از یک دوره طولانی جنگ دنبال شد.

The aeon-old tradition was passed down through generations.

این سنت باستانی میلیون‌ها سال قدمت دارد و نسل به نسل منتقل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید