aerosols

[ایالات متحده]/ˈɛə.rəʊ.sɔːlz/
[بریتانیا]/erˈoʊˌsoʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معلقی از ذرات جامد ریز یا قطرات مایع در هوا یا گاز دیگری، به ویژه یکی که توسط یک اسپری آئروسل تولید می‌شود؛ یک ظرف حاوی مایع فشرده که هنگام فعال شدن یک اسپری ریز را پخش می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

aerosol spray

اسپری ایزی

aerosol can

قوطی ایزی

aerosol particles

ذرات ایزی

aerosol formation

تشکیل aerosول

aerosol cloud

ابر aerosول

study aerosols

مطالعه aerosول‌ها

aerosol pollution

آلودگی aerosول

control aerosols

کنترل aerosول‌ها

جملات نمونه

air pollution is often caused by aerosols.

آلودگی هوا اغلب ناشی از ذرات معلق است.

aerosols can be used to deliver medication directly to the lungs.

می‌توان از ذرات معلق برای رساندن دارو به طور مستقیم به ریه‌ها استفاده کرد.

the study investigated the effects of different types of aerosols on plant growth.

این مطالعه اثرات انواع مختلف ذرات معلق بر رشد گیاهان را بررسی کرد.

aerosols play a role in climate change by reflecting sunlight.

ذرات معلق با بازتاب نور خورشید در تغییرات آب و هوا نقش دارند.

the fire produced a large plume of smoke and aerosols.

آتش‌سوزی دود و ذرات معلق زیادی تولید کرد.

aerosols are used in many everyday products, such as hairspray.

ذرات معلق در بسیاری از محصولات روزمره مانند اسپری مو استفاده می‌شوند.

scientists are studying the impact of aerosols on human health.

دانشمندان در حال بررسی تأثیر ذرات معلق بر سلامت انسان هستند.

the use of aerosols in agriculture can have both benefits and drawbacks.

استفاده از ذرات معلق در کشاورزی می‌تواند هم مزایا و هم معایبی داشته باشد.

understanding aerosols is crucial for addressing air quality issues.

درک ذرات معلق برای رسیدگی به مشکلات کیفیت هوا بسیار مهم است.

aerosols can be both natural and man-made.

ذرات معلق می‌توانند هم طبیعی و هم مصنوعی باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید