affirmeds

[ایالات متحده]/əˈfɜːmdz/
[بریتانیا]/əˈfɜːrmdz/

ترجمه

n. تماس‌های دریافت شده؛ تماس‌هایی که پاسخ داده شده یا تایید شده‌اند
v. فعل گذشته و فعل گذشته مفعولی از affirm؛ بیان مثبت یا اظهار نظر قوی؛ تایید یا حفظ یک تصمیم یا قضاوت؛ شکل فعل گذشته جمع از affirm؛ موارد متعدد تایید یا اظهار نظر

عبارات و ترکیب‌ها

court affirmed

تأیید کرد

has affirmed

تأیید کرده است

strongly affirmed

به شدت تأیید کرد

was affirmed

تأیید شده بود

جملات نمونه

the court affirmeds its commitment to justice.

دادگاه تعهد خود به عدالت را تایید کرد.

she affirmeds her dedication to the project.

او تعهد خود به پروژه را تایید کرد.

the scientist affirmeds the validity of the research.

دانشمند اعتبار تحقیقات را تایید کرد.

the company affirmeds its environmental policy yesterday.

شرکت دیروز سیاست زیست محیطی خود را تایید کرد.

he affirmeds his support for the new legislation.

او از قانونگذاری جدید حمایت خود را تایید کرد.

the witness affirmeds the accuracy of the statement.

شهود صحت اظهارات را تایید کرد.

the committee affirmeds the decision unanimously.

کمیته تصمیم را به طور یکپارچه تایید کرد.

the report affirmeds the economic recovery.

گزارش بازیابی اقتصادی را تایید کرد.

she affirmeds her belief in the team.

او باور خود به تیم را تایید کرد.

the minister affirmeds the new education reforms.

وزیر اصلاحات جدید آموزش را تایید کرد.

the judge affirmeds the original verdict.

قاضی حکم اصلی را تایید کرد.

the organization affirmeds its solidarity with the cause.

سازمان از حمایت خود با این هدف تایید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید