they are not affording to live in such an expensive city.
آنها توان پرداخت هزینه زندگی در چنین شهر گرانقیمتی را ندارند.
he is affording himself a comfortable retirement.
او دوران بازنشستگی راحت را برای خود فراهم میکند.
it's important to afford yourself time for relaxation.
مهم است که زمان کافی برای استراحت به خودتان بدهید.
she can't afford to buy a new car right now.
او در حال حاضر توان خرید یک ماشین جدید را ندارد.
the company couldn't afford the high cost of research.
شرکت نمیتوانست هزینه تحقیق بالا را متحمل شود.
he is affording his children a good education.
او در حال فراهم کردن تحصیل خوب برای فرزندانش است.
the government is affording free healthcare to all citizens.
دولت امکان دسترسی به مراقبتهای بهداشتی رایگان را برای همه شهروندان فراهم میکند.
we need to afford ourselves the time to make a decision.
ما باید زمان کافی برای تصمیمگیری به خودمان بدهیم.
they can't afford to take any risks.
آنها نمیتوانند ریسک کنند.
this lifestyle is simply not affording him happiness.
این سبک زندگی به سادگی او را خوشحال نمیکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید