aggressed verbally
آسیب رساندن به صورت زبانی
aggressed animal
آسیب رساندن به حیوان
aggressed towards me
نسبت به من آسیب رساندن
aggressed and threatened
آسیب رساندن و تهدید کردن
the dog aggressed when strangers approached.
سگ هنگام نزدیک شدن افراد غریبه، حمله کرد.
he was aggressed by a group of teenagers.
او مورد حمله یا آزار و اذیت گروهی از نوجوانان قرار گرفت.
the team felt aggressed by the opposing players' tactics.
تیم احساس کرد که توسط تاکتیکهای بازیکنان حریف مورد حمله یا آزار و اذیت قرار گرفته است.
she was aggressed verbally by her coworker.
همکارش به طور زبانی او را مورد آزار و اذیت قرار داد.
the new policy aggressed the rights of minorities.
سیاست جدید حقوق اقلیتها را نقض کرد.
the artist felt aggressed by the critics' harsh reviews.
هنرمند احساس کرد که توسط نقدهای تند منتقدان مورد حمله یا آزار و اذیت قرار گرفته است.
his words aggressed her deeply.
کلماتش عمیقاً او را آزار داد.
the company was aggressed with lawsuits after the scandal.
پس از رسوایی، شرکت با شکایتهایی روبرو شد.
the politician's speech aggressed against his opponent.
سخنرانی سیاستمدار علیه حریفش بود.
his aggressive behavior aggressed the peace of the meeting.
رفتار تهاجمی او صلح جلسه را برهم زد.
aggressed verbally
آسیب رساندن به صورت زبانی
aggressed animal
آسیب رساندن به حیوان
aggressed towards me
نسبت به من آسیب رساندن
aggressed and threatened
آسیب رساندن و تهدید کردن
the dog aggressed when strangers approached.
سگ هنگام نزدیک شدن افراد غریبه، حمله کرد.
he was aggressed by a group of teenagers.
او مورد حمله یا آزار و اذیت گروهی از نوجوانان قرار گرفت.
the team felt aggressed by the opposing players' tactics.
تیم احساس کرد که توسط تاکتیکهای بازیکنان حریف مورد حمله یا آزار و اذیت قرار گرفته است.
she was aggressed verbally by her coworker.
همکارش به طور زبانی او را مورد آزار و اذیت قرار داد.
the new policy aggressed the rights of minorities.
سیاست جدید حقوق اقلیتها را نقض کرد.
the artist felt aggressed by the critics' harsh reviews.
هنرمند احساس کرد که توسط نقدهای تند منتقدان مورد حمله یا آزار و اذیت قرار گرفته است.
his words aggressed her deeply.
کلماتش عمیقاً او را آزار داد.
the company was aggressed with lawsuits after the scandal.
پس از رسوایی، شرکت با شکایتهایی روبرو شد.
the politician's speech aggressed against his opponent.
سخنرانی سیاستمدار علیه حریفش بود.
his aggressive behavior aggressed the peace of the meeting.
رفتار تهاجمی او صلح جلسه را برهم زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید