agha

[ایالات متحده]/ˈægə/
[بریتانیا]/ˈæɡə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوانی از احترام برای یک افسر نظامی، مقام عالی‌رتبه یا رهبر مذهبی.
Word Forms
جمعaghas

عبارات و ترکیب‌ها

agha with astonishment

آقا با حیرت

agha in wonder

آقا در شگفتی

agha and speechless

آقا و بی کلام

جملات نمونه

she uttered an agha of surprise.

او با حیرت آهی کشید.

he let out an agha when he saw the prize.

وقتی جایزه را دید، آهی کشید.

an agha escaped her lips as she realized the truth.

وقتی حقیقت را متوجه شد، آهی از لبانش بیرون رفت.

the comedian's joke elicited many aghas from the audience.

جک شوطاگر، باعث شد که از بینندگان آهی بیرون رود.

he gave an agha of understanding.

او آهی از درک سر داد.

an agha of delight filled her voice as she spoke about her success.

وقتی درباره موفقیت خود صحبت کرد، صدایش با خوشحالی آهی کشید.

the child let out an agha of excitement when he saw the fireworks.

وقتی آتش‌بازی را دید، کودک با هیجان آهی کشید.

his agha of realization was followed by a smile.

آه درک او با لبخند دنبال شد.

she gave an agha of agreement.

او آهی از تایید سر داد.

the student's agha indicated that he had understood the concept.

آه دانش‌آموز نشان داد که مفهوم را درک کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید