agon

[ایالات متحده]/ˈeɪɡɒn/
[بریتانیا]/ˈeɪgən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مبارزه یا رقابت؛ یک وضعیت از تضاد شدید، اغلب در یک رقابت یا بحث؛ یک رقابت دراماتیک بین شخصیت‌ها؛ یک رقابت جایزه؛ در شیمی، یک واحد بنیادی از یک مولکول یا ترکیب
Word Forms
جمعagons

عبارات و ترکیب‌ها

agonizing pain

درد طاقت‌فرسا

an agonizing decision

تصمیم طاقت‌فرسا

agonize over something

نگران بودن درباره چیزی

an agonized expression

حالت چهره‌ی رنج‌گین

agonizingly slow

به طرز طاقت‌فرسایی کند

an agonized plea

التماس رنج‌گین

agonizing struggle

مبارزه طاقت‌فرسا

جملات نمونه

the agon of waiting is unbearable.

انتظار طاقت‌فرسا غیرقابل تحمل است.

she felt the agon of defeat after losing the competition.

او پس از باختن در مسابقه، درد ناشی از شکست را احساس کرد.

his agon was evident in his slumped shoulders and downcast eyes.

درد او در شانه‌های افتاده و چشمانش که به پایین خیره شده بود، آشکار بود.

the agonizing process of learning a new language can be daunting.

فرآیند طاقت‌فرسا یادگیری یک زبان جدید می‌تواند ترسناک باشد.

he endured the agon with stoicism, refusing to show his pain.

او با بردباری درد را تحمل کرد و از نشان دادن درد خود امتناع کرد.

the agon of childbirth is a universal experience for women.

درد زایمان یک تجربه جهانی برای زنان است.

he described the agonizing pain as a searing fire consuming him.

او درد طاقت‌فرسا را به عنوان یک آتش سوزاننده توصیف کرد.

the agon of separation from loved ones can be deeply painful.

درد جدایی از عزیزان می‌تواند بسیار دردناک باشد.

she felt the agon of regret for her past actions.

او پشیمانی خود را برای اعمال گذشته‌اش احساس کرد.

the agon of losing a loved one is never truly forgotten.

درد از دست دادن یک عزیز هرگز واقعاً فراموش نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید