airmass

[ایالات متحده]/[ˈeə.mæs]/
[بریتانیا]/[ˈer.mæs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جسم هوا با دما و رطوبت نسبتاً یکنواخت؛ یک جسم بزرگ هوا با ویژگی‌های مشابه؛ مفهوم گیجی‌شناختی برای یک جسم هوا با ویژگی‌های دما و رطوبت مشابه.

عبارات و ترکیب‌ها

airmass movement

حرکت جرم هوا

airmass analysis

تحلیل جرم هوا

warm airmass

جرم هوا گرم

cold airmass

جرم هوا سرد

airmass boundary

مرز جرم هوا

airmass shift

تغییر جرم هوا

airmass aloft

جرم هوا در بالا

airmass stability

پایداری جرم هوا

airmass interaction

تعامل جرم هوا

airmasses collide

جرم های هوای برخورد می کنند

جملات نمونه

the arrival of a warm airmass brought higher temperatures.

پرورش یک جرم هوا گرم باعث افزایش دما شد.

we analyzed the movement of the polar airmass.

ما حرکت جرم هوا قطبی را تحلیل کردیم.

a dry airmass often leads to drought conditions.

یک جرم هوا خشک معمولاً منجر به شرایط کمابه کم شدن می شود.

the forecast predicted a shift in the airmass.

پیش بینی تغییر در جرم هوا را پیش بینی کرد.

changes in the airmass influenced the weather pattern.

تغییرات در جرم هوا الگوی جو را تحت تأثیر قرار داد.

the tropical airmass brought humidity and heat.

جرم هوا گرمسیری رطوبت و گرما را به همراه آورد.

we tracked the subtropical airmass across the region.

ما جرم هوا نیمه گرمسیری را در سراسر منطقه دنبال کردیم.

a maritime airmass is typically moist and unstable.

یک جرم هوا دریایی معمولاً مرطوب و ناپایدار است.

the continental airmass was cold and dry.

جرم هوا قاره ای سرد و خشک بود.

the interaction of two airmasses caused a storm.

تعامل دو جرم هوا یک باران را به همراه آورد.

we measured the characteristics of the airmass.

ما ویژگی های جرم هوا را اندازه گیری کردیم.

a stable airmass inhibits cloud development.

یک جرم هوا پایدار توسعه ابر را مهار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید