alarming news
اخبار نگران کننده
an alarming rate
نرخ هشدار دهنده
raise the alarm
هشدار را فعال کنید
alarm clock ringing
صدای ساعت زنگ میخورد
false alarm
هشدار اشتباه
sound the alarm
هشدار را فعال کنید
alarm system malfunction
خرابی سیستم اعلام حریق
alarmed expression
حالت ترسیده
the alarm clock went off at 6:00 am.
ساعت زنگدار ساعت 6:00 صبح به صدا درآمد.
she set an alarm for her dentist appointment.
او برای قرار ملاقات دندانپزشکی خود ساعت تنظیم کرد.
my phone's alarm is very loud.
زنگ تلفن من خیلی بلند است.
he forgot to set an alarm and overslept.
او فراموش کرد ساعتی تنظیم کند و از خواب بیدار نشد.
the fire alarm went off, signaling danger.
آژیر آتشنشانی به صدا درآمد و خطر را نشان داد.
a loud alarm startled the residents.
صدای بلند آژیر باعث ترس ساکنان شد.
the security system has an alarm to deter intruders.
سیستم امنیتی دارای آژیر برای جلوگیری از ورود متجاوزین است.
he used the alarm clock to wake himself up.
او از ساعت زنگدار برای بیدار شدن استفاده کرد.
the alarm sounded urgently, demanding immediate attention.
آژیر به طور اورژانسی به صدا درآمد و خواستار توجه فوری شد.
she set multiple alarms to ensure she wouldn't miss her flight.
او چندین ساعت تنظیم کرد تا مطمئن شود پروازش را از دست نمی دهد.
alarming news
اخبار نگران کننده
an alarming rate
نرخ هشدار دهنده
raise the alarm
هشدار را فعال کنید
alarm clock ringing
صدای ساعت زنگ میخورد
false alarm
هشدار اشتباه
sound the alarm
هشدار را فعال کنید
alarm system malfunction
خرابی سیستم اعلام حریق
alarmed expression
حالت ترسیده
the alarm clock went off at 6:00 am.
ساعت زنگدار ساعت 6:00 صبح به صدا درآمد.
she set an alarm for her dentist appointment.
او برای قرار ملاقات دندانپزشکی خود ساعت تنظیم کرد.
my phone's alarm is very loud.
زنگ تلفن من خیلی بلند است.
he forgot to set an alarm and overslept.
او فراموش کرد ساعتی تنظیم کند و از خواب بیدار نشد.
the fire alarm went off, signaling danger.
آژیر آتشنشانی به صدا درآمد و خطر را نشان داد.
a loud alarm startled the residents.
صدای بلند آژیر باعث ترس ساکنان شد.
the security system has an alarm to deter intruders.
سیستم امنیتی دارای آژیر برای جلوگیری از ورود متجاوزین است.
he used the alarm clock to wake himself up.
او از ساعت زنگدار برای بیدار شدن استفاده کرد.
the alarm sounded urgently, demanding immediate attention.
آژیر به طور اورژانسی به صدا درآمد و خواستار توجه فوری شد.
she set multiple alarms to ensure she wouldn't miss her flight.
او چندین ساعت تنظیم کرد تا مطمئن شود پروازش را از دست نمی دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید