allegement

[ایالات متحده]/əˈlɛdʒmənt/
[بریتانیا]/əˈlɛdʒmənt/

ترجمه

n. کاهش؛ تخفیف؛ کم کردن
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the allegement against the company was dismissed due to lack of evidence.

این اتهام علیه شرکت به دلیل عدم وجود شواهد رد شد.

he denied the allegement that he had stolen funds.

او اتهام را که پول را سرقت کرده است، انکار کرد.

the serious allegement prompted an immediate investigation.

این اتهام جدی باعث شد تحقیقات فوری انجام شود.

several allegements have been made about the politician's conduct.

چندین اتهام درباره رفتار سیاستمدار مطرح شده است.

the allegement was proven false in court.

این اتهام در دادگاه ثابت شد که کاذب است.

she faced an unfair allegement regarding her professional abilities.

او با یک اتهام نا fairly درباره توانایی های حرفه ای خود مواجه شد.

the allegement of misconduct was withdrawn before the hearing.

اتهام نقض اخلاق قبل از جلسه برداشته شد.

multiple allegements emerged during the inquiry.

چندین اتهام در حین تحقیق مطرح شد.

the allegement remains unproven despite the investigation.

این اتهام با وجود تحقیقات، هنوز ثابت نشده است.

they rejected the allegement as malicious and unfounded.

آنها این اتهام را به دلیل خبیث بودن و بدون پایه رد کردند.

the newspaper published the allegement without verifying the facts.

روزنامه این اتهام را بدون تأیید واقعیت ها منتشر کرد.

each allegement must be examined thoroughly before judgment.

هر اتهام قبل از قضاوت باید به طور کامل بررسی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید