poor almsmen
خادمهای نیازمند
feeding almsmen
تغذیه خادمهای نیازمند
former almsmen
خادمهای نیازمند سابق
almsmen begging
خادمهای نیازمند درخواست کننده
deserving almsmen
خادمهای نیازمند مستحق
almsmen's plight
نابسامانی خادمهای نیازمند
helping almsmen
کمک به خادمهای نیازمند
almsmen gathered
خادمهای نیازمند جمع شدهاند
almsmen lived
خادمهای نیازمند زندگی کردهاند
becoming almsmen
شدن خادمهای نیازمند
the almsmen collected donations in small bowls.
زههای کوچکی برای جمعآوری هدیهها استفاده میکردند.
buddhist almsmen walked through the village streets.
زههای بودایی از خیابانهای روستا عبور میکردند.
many almsmen relied on the generosity of locals.
بیشتر زهها از لطف ساکنین محلی وابسته بودند.
young almsmen often studied with experienced monks.
زههای جوان اغلب با مونسیهای تجربهدار مطالعه میکردند.
the almsmen chanted prayers for the villagers' well-being.
زهها برای خوشبختی روستاییان دعا میخواندند.
he observed the almsmen's simple and humble lifestyle.
او زندگی ساده و خشکخالی زهها را مشاهده میکرد.
the almsmen received rice and fruit from the family.
زهها برنج و میوهای از خانواده دریافت میکردند.
traditional customs dictate how to respectfully approach almsmen.
آداب سنتی نحوه احترامبخشی به زهها را مشخص میکنند.
the almsmen practiced mindfulness while begging for food.
زهها در حال دریافت غذای خود با توجه به همچینگری انجام میدادند.
some almsmen traveled long distances for their religious practice.
برخی زهها برای انجام فعالیتهای دینی مسافتهای طولانی را سفر میکردند.
the almsmen’s saffron robes were a common sight.
پوشاک زههای زرد فلفلی یک نمایش رایج بود.
poor almsmen
خادمهای نیازمند
feeding almsmen
تغذیه خادمهای نیازمند
former almsmen
خادمهای نیازمند سابق
almsmen begging
خادمهای نیازمند درخواست کننده
deserving almsmen
خادمهای نیازمند مستحق
almsmen's plight
نابسامانی خادمهای نیازمند
helping almsmen
کمک به خادمهای نیازمند
almsmen gathered
خادمهای نیازمند جمع شدهاند
almsmen lived
خادمهای نیازمند زندگی کردهاند
becoming almsmen
شدن خادمهای نیازمند
the almsmen collected donations in small bowls.
زههای کوچکی برای جمعآوری هدیهها استفاده میکردند.
buddhist almsmen walked through the village streets.
زههای بودایی از خیابانهای روستا عبور میکردند.
many almsmen relied on the generosity of locals.
بیشتر زهها از لطف ساکنین محلی وابسته بودند.
young almsmen often studied with experienced monks.
زههای جوان اغلب با مونسیهای تجربهدار مطالعه میکردند.
the almsmen chanted prayers for the villagers' well-being.
زهها برای خوشبختی روستاییان دعا میخواندند.
he observed the almsmen's simple and humble lifestyle.
او زندگی ساده و خشکخالی زهها را مشاهده میکرد.
the almsmen received rice and fruit from the family.
زهها برنج و میوهای از خانواده دریافت میکردند.
traditional customs dictate how to respectfully approach almsmen.
آداب سنتی نحوه احترامبخشی به زهها را مشخص میکنند.
the almsmen practiced mindfulness while begging for food.
زهها در حال دریافت غذای خود با توجه به همچینگری انجام میدادند.
some almsmen traveled long distances for their religious practice.
برخی زهها برای انجام فعالیتهای دینی مسافتهای طولانی را سفر میکردند.
the almsmen’s saffron robes were a common sight.
پوشاک زههای زرد فلفلی یک نمایش رایج بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید