ambulating

[ایالات متحده]/æmˈbjuːleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/amˈbjulˌeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل راه رفتن یا حرکت کردن؛ راه رفتن یا دور و بر حرکت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

ambulating patients

بیماران در حال راه رفتن

ambulating with assistance

راه رفتن با کمک

ambulating after surgery

راه رفتن پس از جراحی

ambulating for exercise

راه رفتن برای ورزش

ambulating speed

سرعت راه رفتن

ambulating distance

مسافت راه رفتن

observing ambulating individuals

مشاهده افراد در حال راه رفتن

جملات نمونه

the patient was ambulating with the aid of a walker.

بیمار با کمک واکر راه می‌رفت.

he began to ambulate around the hospital room after surgery.

او پس از جراحی شروع به راه رفتن در اطراف اتاق بیمارستان کرد.

the doctor encouraged the patient to ambulate as soon as possible.

پزشک از بیمار خواست تا در اسرع وقت راه برود.

ambulating after a broken leg can be painful and slow.

راه رفتن بعد از شکستگی پا می‌تواند دردناک و کند باشد.

physical therapy helped her regain the ability to ambulate independently.

فیزیوتراپی به او کمک کرد تا توانایی راه رفتن به طور مستقل را دوباره به دست آورد.

ambulating down the hallway, he noticed a group of nurses talking.

در حالی که در راهرو راه می‌رفت، متوجه گروهی پرستار صحبت کردن شد.

the elderly woman was ambulating slowly with her cane.

زن مسن به آرامی با عصای خود راه می‌رفت.

ambulating for exercise can improve your cardiovascular health.

راه رفتن برای ورزش می‌تواند سلامت قلب و عروق شما را بهبود بخشد.

he was ambulating to the cafeteria when he received a phone call.

او داشت به سمت کافه می‌رفت که تلفن دریافت کرد.

ambulating in nature can be a relaxing and enjoyable activity.

راه رفتن در طبیعت می‌تواند یک فعالیت آرامش‌بخش و لذت‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید