amenably

[ایالات متحده]/əˈmɛnəbli/
[بریتانیا]/əˈmɛnəbli/

ترجمه

adv. با میل و خوشحالی؛ به صورت همکاری

عبارات و ترکیب‌ها

amenably agree

موافقت آمیز

amenably accept

پذیرش آمیز

amenably comply

مطابقت آمیز

amenably discuss

بحث آمیز

amenably participate

شرکت آمیز

amenably resolve

حل آمیز

amenably respond

پاسخ آمیز

amenably cooperate

همکاری آمیز

amenably assist

کمک آمیز

amenably negotiate

مذاکره آمیز

جملات نمونه

the team members worked amenably together.

اعضای تیم با خوش برخوردی و همکاری با یکدیگر کار کردند.

she agreed to the proposal amenably.

او با خوش برخوردی با پیشنهاد موافقت کرد.

they discussed the issue amenably, reaching a compromise.

آنها با خوش برخوردی موضوع را مورد بحث قرار دادند و به مصالحه رسیدند.

he amended his behavior amenably to avoid conflict.

او رفتار خود را به منظور جلوگیری از درگیری با خوش برخوردی تغییر داد.

the neighbors got along amenably despite their differences.

همسایه‌ها با وجود تفاوت‌هایشان با خوش برخوردی با یکدیگر رفتار کردند.

the students responded amenably to the teacher's instructions.

دانشجویان با خوش برخوردی به دستورالعمل‌های معلم پاسخ دادند.

they handled the difficult situation amenably and professionally.

آنها با خوش برخوردی و حرفه‌ای بودن از پس این موقعیت دشوار برآمدند.

the parties involved worked amenably to finalize the agreement.

طرفین ذینفع با خوش برخوردی برای نهایی کردن توافق کار کردند.

she received the criticism amenably and used it for improvement.

او انتقاد را با خوش برخوردی دریافت کرد و از آن برای بهبود استفاده کرد.

the two sides met amenably to discuss their concerns.

دو طرف با خوش برخوردی برای بحث در مورد نگرانی‌های خود ملاقات کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید