anastomoses

[ایالات متحده]/ˌænəˈstəʊmoʊs/
[بریتانیا]/ˌænəˈstɑːmoʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به هم پیوستن یا متصل کردن (چیزها) به یکدیگر، به ویژه با انشعاب و ادغام با چیز دیگری؛ تشکیل یک آناستوموز

عبارات و ترکیب‌ها

anastomose with

اتصال با

anastomosing arteries

شریان‌های درحال اتصال

anastomosing branches

شاخه های درحال اتصال

جملات نمونه

the arteries anastomose to create a complex network.

شریان‌ها به هم متصل می‌شوند تا یک شبکه پیچیده ایجاد کنند.

surgical procedures often involve anastomosing blood vessels.

روش‌های جراحی اغلب شامل آناستوموز عروق خونی می‌شوند.

the two streams anastomose before flowing into the river.

دو جریان قبل از ورود به رودخانه با هم متصل می‌شوند.

the veins anastomose to provide alternative pathways for blood flow.

وریدها به هم متصل می‌شوند تا مسیرهای جایگزین برای جریان خون فراهم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید