answere

[ایالات متحده]/ˈɑːnswər/
[بریتانیا]/ˈænswər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاسخ
v. پاسخ دادن
شکل‌های واژه
جمعansweres

عبارات و ترکیب‌ها

answered prayer

молیه پاسخ داده شده

جملات نمونه

please answer the question.

لطفاً به سوال پاسخ دهید.

he refused to answer the door.

او در پاسخ دادن به در دریافت نکرد.

i need an answer by tomorrow.

من نیاز به پاسخی تا فردا دارم.

she knew the answer immediately.

او به طور فوری پاسخ را می‌دانست.

who will answer the phone?

کی پاسخ تلفن را می‌دهد؟

that is not the correct answer.

این پاسخ درست نیست.

did you answer his email?

آیا به ایمیل او پاسخ دادید؟

we must answer the call.

ما باید به تماس پاسخ دهیم.

he failed to answer the charges.

او نتوانست به اتهامات پاسخ دهد.

you must answer for your actions.

شما باید برای اعمال خود پاسخ دهید.

the crowd answered with cheers.

جمعیت با تشویق پاسخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید