appall someone
وحشتزدا کردن کسی
appallingly bad
به طرز وحشتناکی بد
appalling conditions
شرایط وحشتناک
the news of the scandal will appall many citizens.
اخبار رسوایی بسیاری از شهروندان را شوکه خواهد کرد.
it appalls me how some people treat animals.
برای من نگران کننده است که برخی افراد چگونه با حیوانات رفتار می کنند.
her decision to quit without notice appalled her colleagues.
تصمیم او برای استعفا بدون اطلاع، همکارانش را شوکه کرد.
the appalling conditions in the factory were reported by journalists.
شرایط فاجعه بار در کارخانه توسط روزنامه نگاران گزارش شد.
many were appalled by the violence in the movie.
بسیاری از افراد از خشونت در فیلم شوکه شدند.
it is appalling that some children go to bed hungry.
این واقعیت که برخی از کودکان گرسنه به رختخواب می روند، نگران کننده است.
the appalling truth about the situation was hard to accept.
حقیقت فاجعه بار در مورد وضعیت، پذیرش آن را دشوار کرد.
she found the lack of empathy in the discussion appalling.
او فقدان همدلی در بحث را نگران کننده یافت.
his appalling behavior at the party surprised everyone.
رفتار فاجعه بار او در مهمانی همه را شگفت زده کرد.
witnesses were appalled by the incident they saw.
شهود از حادثه ای که دیدند شوکه شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید