apposing

[ایالات متحده]/əˈpəʊzɪŋ/
[بریتانیا]/əˈpoʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را در مقابل چیز دیگری قرار دادن یا گذاشتن؛ به چیزی مخالفت کردن یا علیه چیزی بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

apposing forces

نیروهای متقابل

apposing arguments

استدلال‌های متقابل

apposing views

دیدگاه‌های متقابل

apposing sides

طرف‌های متقابل

apposing action

اقدام متقابل

apposing each other

در برابر یکدیگر

apposing the decision

مخالف تصمیم

جملات نمونه

they were apposing each other's ideas during the debate.

آنها در طول بحث در برابر ایده های یکدیگر ایستادند.

the apposing teams showed great sportsmanship.

تیم‌های مخالف نشان دادند که روح ورزشmanship بالایی دارند.

apposing forces clashed on the battlefield.

نیروهای مخالف در میدان جنگ با یکدیگر درگیر شدند.

she found herself apposing her friend's decision.

او خود را در برابر تصمیم دوستش یافت.

the apposing views created a lively discussion.

دیدگاه‌های مخالف باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.

in the meeting, apposing opinions were expressed.

در جلسه، نظرات مخالف بیان شد.

apposing factions within the party caused a rift.

گروه‌های مخالف در درون حزب باعث ایجاد اختلاف شدند.

the apposing arguments were well-structured.

استدلال‌های مخالف به خوبی ساختار یافته بودند.

they were apposing forces in the political arena.

آنها نیروهای مخالف در عرصه سیاسی بودند.

apposing interests often lead to negotiations.

علاقه مندی‌های مخالف اغلب منجر به مذاکرات می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید