apprized

[ایالات متحده]/əˈpraɪzd/
[بریتانیا]/əˈpraɪzd/

ترجمه

v. ارزیابی شده; محترم; ارزشمند

عبارات و ترکیب‌ها

apprized beforehand

از قبل آگاه

جملات نمونه

she was apprized of the situation before making a decision.

او قبل از اتخاذ تصمیم از وضعیت مطلع بود.

the manager apprized the team of the upcoming changes.

مدیر تیم را از تغییرات آتی مطلع کرد.

he was apprized of his rights during the meeting.

او در طول جلسه از حقوق خود مطلع شد.

the board was apprized of the financial report.

هیئت مدیره از گزارش مالی مطلع شد.

after being apprized of the risks, they decided to proceed.

پس از اطلاع از خطرات، آنها تصمیم گرفتند ادامه دهند.

she apprized her friend about the latest news.

او دوست خود را از آخرین اخبار مطلع کرد.

they were apprized of the deadline for submissions.

آنها از مهلت ارسال درخواست‌ها مطلع شدند.

the teacher apprized the students of the exam schedule.

معلم برنامه امتحانات را به دانش آموزان اطلاع داد.

he was apprized of the changes in the policy.

او از تغییرات در سیاست مطلع شد.

before the event, she was apprized of the guest list.

قبل از رویداد، او از لیست مهمانان مطلع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید