unfitting

[ایالات متحده]/ʌnˈfɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈfɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامناسب یا مناسب نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unfitting attire

پوشش نامناسب

unfitting behavior

رفتار نامناسب

unfitting remarks

اظهارات نامناسب

unfitting comments

نظرات نامناسب

unfitting situation

شرایط نامناسب

unfitting role

نقش نامناسب

unfitting choice

انتخاب نامناسب

unfitting style

سبک نامناسب

unfitting fit

اندازه نامناسب

unfitting context

زمینه نامناسب

جملات نمونه

the dress was unfitting for the formal occasion.

لباس برای مناسبت رسمی مناسب نبود.

his comments were unfitting for a professional setting.

نظرات او برای یک محیط حرفه‌ای مناسب نبود.

she felt the job title was unfitting for her qualifications.

او احساس کرد که عنوان شغلی با مدارک او مطابقت ندارد.

the language used in the report was unfitting for the audience.

زبانی که در گزارش استفاده شده بود برای مخاطبان مناسب نبود.

wearing sneakers to the wedding was unfitting.

پوشیدن کفش ورزشی در عروسی مناسب نبود.

his behavior at the meeting was unfitting for a leader.

رفتار او در جلسه برای یک رهبر مناسب نبود.

the unfitting shoes caused him great discomfort.

کفش‌های نامناسب باعث ناراحتی زیادی به او شد.

her unfitting remarks led to misunderstandings.

اظهارات نامناسب او منجر به سوء تفاهم شد.

the unfitting music choice ruined the atmosphere of the event.

انتخاب موسیقی نامناسب فضایی از رویداد را خراب کرد.

he realized that his style was unfitting for the corporate world.

او متوجه شد که سبک او برای دنیای شرکت مناسب نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید