apt

[ایالات متحده]/æpt/
[بریتانیا]/æpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب، مناسب، باهوش

عبارات و ترکیب‌ها

apt description

توضیحات آپت

apt choice

انتخاب آپت

apt response

پاسخ آپت

جملات نمونه

She is apt at languages.

او در زبان‌ها مهارت دارد.

He is an apt pupil.

او یک شاگرد توانمند است.

Iron is apt to rust.

آهن مستعد زنگ زدگی است.

This shoe is apt to slip.

این کفش مستعد لغزش است.

Food is apt to deteriorate in summer.

غذا در تابستان مستعد فاسد شدن است.

He is apt to raise the roof.

او مستعد بالا بردن سقف است.

The old are apt to catch a cold.

سالمندان مستعد ابتلا به سرماخوردگی هستند.

an apt description of her nature.

توصیف مناسبی از طبیعت او.

she proved an apt pupil.

او یک شاگرد توانمند از کار درآمد.

Such a crime suggests apt punishment.

چنین جرمی مجازات مناسبی را نشان می‌دهد.

My little sister is apt at languages.

خواهر کوچکم در زبان‌ها مهارت دارد.

The words are very apt to my case.

این کلمات بسیار مناسب منبع من هستند.

He is the most apt of all pupils.

او از همه شاگردان توانمندتر است.

China cups are apt to break.

فنجان‌های چینی مستعد شکستن هستند.

Paper is apt to catch fire.

کاغذ مستعد آتش گرفتن است.

He is apt to leave things about.

او مستعد رها کردن چیزها در اطراف است.

he is apt to be swayed by irrational considerations.

او مستعد تحت تأثیر ملاحظات غیرمنطقی قرار گرفتن است.

an apt reply.See Synonyms at fit 1

یک پاسخ مناسب. به مترادف‌ها در تناسب 1 مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

Now that's not really an apt comparison.

آن مقایسه واقعاً مناسب نیست.

منبع: Obama's speech

He is apt to get angry over trifles.

او مستعد خشمگین شدن به دلیل مسائل جزئی است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

The elites were more apt to collaborate earlier in the war.

نخبگان در اوایل جنگ بیشتر مستعد همکاری بودند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

That Dory analogy is pretty apt here.

آن تشبیه دورى در اینجا کاملاً مناسب است.

منبع: Vox opinion

But in another way, the sombre warnings are apt, and profoundly depressing.

اما به روش دیگر، هشدارهای دلگیرانه مناسب و عمیقاً ناراحت کننده هستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

" He's not apt to deny it" .

"او تمایلی به انکار آن ندارد.".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

So how apt were you to go back on that horse after that?

پس چقدر مناسب بود که بعد از آن به آن اسب بازگردید؟

منبع: American English dialogue

You were apt to fall in with them.

شما مستعد پیوستن به آنها بودید.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Orphan Inn would be more apt, thought Brienne.

سرای بی‌سرپرستان مناسب‌تر است، بری‌ن فکر کرد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

Historians have often considered the sugar-as-a-drug metaphor to be an apt one.

تاریخ‌نگاران اغلب استعاره قند به عنوان یک داروی اعتیاد آور را مناسب می‌دانند.

منبع: The Guardian (Article Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید