inapt

[ایالات متحده]/ɪˈnæpt/
[بریتانیا]/ɪˈnæpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامناسب یا غیرمناسب; ناتوان یا ماهر نیست

عبارات و ترکیب‌ها

inapt response

پاسخ نامناسب

inapt comment

نظری نامناسب

inapt choice

انتخاب نامناسب

inapt remark

اظهار نظر نامناسب

inapt behavior

رفتار نامناسب

inapt analogy

تشابه نامناسب

inapt timing

زمان‌بندی نامناسب

inapt joke

جک نامناسب

inapt situation

شرایط نامناسب

inapt usage

مصرف نامناسب

جملات نمونه

his inapt comments during the meeting surprised everyone.

اظهارات نامناسب او در طول جلسه همه را غافلگیر کرد.

she felt inapt for the role she was assigned.

او برای نقشی که به او محول شده بود، احساس ناتوانی می‌کرد.

his inapt handling of the situation made things worse.

مدیریت نامناسب او از وضعیت، اوضاع را بدتر کرد.

they criticized the inapt choices made by the committee.

آنها انتخاب‌های نامناسب انجام شده توسط کمیته را مورد انتقاد قرار دادند.

her inapt response to the question led to confusion.

پاسخ نامناسب او به سؤال باعث سردرگمی شد.

the inapt design of the product disappointed many customers.

طراحی نامناسب محصول باعث ناامیدی بسیاری از مشتریان شد.

his inapt jokes did not amuse the audience.

شوخی‌های نامناسب او باعث نشد که مخاطبان سرگرم شوند.

they found his inapt remarks quite embarrassing.

آنها نظرات نامناسب او را بسیار شرم‌آور یافتند.

inapt behavior can lead to serious consequences.

رفتار نامناسب می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

the inapt timing of the announcement was criticized.

زمان نامناسب اعلام آن مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید